بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٨٥ - استنتاج
عمر گرديد.
|
آن رسول از خود بشد زين يك دو جام |
نى رسالت ياد ماندش نى پيام |
|
|
واله اندر قدرت اللّه شد |
آن رسول اينجا رسيد و شاه شد |
|
|
سيل چون آمد به دريا بحر گشت |
دانه چون آمد به مزرع كِشت گشت |
|
|
چون تعلّق يافت نان با بو البشر |
نانِ مرده زنده گشت و باخبر |
|
|
موم و هيزم چون فداى نار شد |
ذات ظلمانى او انوار شد |
|
|
سنگ سرمه چونكه شد در ديدگان |
گشت بينايى شد آنجا ديدبان |
|
|
اى خنك آن مرد كز خود رسته شد |
در وجود زندهاى پيوسته شد |
|
|
واى آن زنده كه با مرده نشست |
مرده گشت و زندگى از وى بجست |
|
|
چون تو در قرآن حق بگريختى |
با روان انبيا آميختى |
|
استنتاج
قرآن كريم اولين وظيفه پيغمبران را مبتنى بر دو اصل قرار داده است:
١- هدايت مردم بر سلوك عبوديت اللّه.
٢- اجتناب سالك از هرآنچه كه تحت معنى «طغيان و سرپيچى» نهفته است.
وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ...[١]
«در هر امّتى رسولى فرستاديم كه خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد.»
و چون پذيرفتيم كه فلسفه خلقت انسان بر اصل عبوديت است وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ...[٢] پس بايد بپذيريم كه بر سلوك عبوديت قرار گرفتن
[١] - نحل: ٣٦
[٢] - ذاريات: ٥٦