بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٨٧ - استنتاج
انسان از نظر روحى چون سيلى است آلوده و پر از خس و خاشاك و چون به درياى معارف مريد روشن ضمير رسيد، چون دريا مىگردد. و يا همچون دانهاى است كه وجودش به تنهايى فايدهاى ندارد و چون در كشتزار معرفت قرار گرفت خوشهها بروياند و دانههاى معرفت از او حاصل گردد.
... كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ...[١]
«همانند بذرى هستند كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه يكصد دانه باشد.»
و در مثال ديگر مىفرمايد:
|
چون تعلّق يافت نان با جانور |
نانِ مرده زنده گشت و باخبر |
|
انسان قبل از وابستگى معنوى به مراد روشن ضمير و دريافت معارف الهى، همچون نان بىروح و مرده است، ولى چون قدم به مسير طريقت گذاشت روح معرفت و حيات طيبه در او دميده مىشود و مصداق بارز اين آيه مىگردد كه:
يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ ...[٢]
«و زنده را از مرده خارج مىكند.»
و باز مثال ديگر:
|
موم و هيزم چون فداى نار شد |
ذات ظلمانى او انوار شد |
|
انسان مبتدى و بدور از انوار معرفت الهى، همچون موم و هيزم، وجود ظلمانى و تاريكى دارد ولى با پيوستن به آتش تهذيب و برتافتن تابش آن وجود تيره و تاريكش به نور مبدّل مىگردد.
... وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ ....[٣]
[١] - بقره: ٢٦١
[٢] - روم: ١٩
[٣] - مائده: ١٦