بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٤ - ٤ - راضى به اشاعه گناه نشدن
زنا را در خاطر خود خطور ندهيد چه رسد به اينكه عمل زنا را انجام دهيد! چه، هر كس فكر زنا كند مانند كسى است كه در عمارت زيبا و رنگآميزىشدهاى آتش افروخته است كه در اين صورت دود آتش رنگ خانه را تباه مىكند گرچه آن را نسوزاند.[١]
حضرت على ٧ مىفرمايد:
«من كثر فكره في المعاصي دعّت اليها».[٢]
«هركس زياد در مورد گناهى فكر كند بسوى او كشيده مىشود.»
*** اين حكايت آموزنده مولانا را مىتوان در نفوذ عنصر بيگانه در اجتماع خارجى و داخلى ارزشهاى اسلامى و انسانى، چنين تشبيه كرد:
وزير، كنايه است از «نفس لوّامه».
شاه، كنايه است از «نفس اماره».
عيسويان، كنايه است از «فطرت توحيدى» انسانها.
كه شرح هريك از موارد فوق بدين قرار است:
لوّامه؛ از ماده «لوم» در اصل بهمعناى سرزنش در مقابل عملى است كه به ملامتكننده ناگوار و به ملامتشده نامناسب باشد.
و در اصطلاح به روحى گفته مىشود كه نه فاسد به تمام معناست؛ مثل «نفس اماره» و نه صالح به تمام معناست؛ مثل نفس «مطمئنه». اين حالت دوگانگى نفس لوّامه سبب بسيارى از لغزشهايى است كه انسان انجام مىدهد، ولى در عينحال چيزى نمىگذرد كه به بركت آگاهى نسبى با ملامت و سرزنش، خود را توبه مىدهد.
قرآن به اين روح سوگند ياد كرده و مىفرمايد:
وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ؛[٣] «و سوگند به نفس ملامتگر»
[١] - بحار الأنوار، ج ١٤، ص ٣٣١
[٢] - غرر الحكم، ص ٦٦٤
[٣] - قيامت: ٢