بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٦٤ - استنتاج
اين سه راه را در اختيار جوّ زمان و شرايط جامعه قرار دهيد و بگوييد:
عكسالعملها همواره متناسب با عمل است؛ در وضعيّت انقلابى، بايد انقلابى عمل كرد، در وضعيت آرام، بايد آرامش را به كار برد. و در وضعيت اعتدال، از اعتدال خارج نشد؛ يعنى جوّ زمان و شرايط جامعه نمىگذارد كه ما غير از اين عمل كنيم كه اگر برخلاف انجام دهيم، حركتى غيرطبيعى و محكوم به شكست خواهد بود.
پس در مجموع براى مبارزه با مفاسد اجتماعى، چهار راه پيشنهاد شد: «شدت عمل»، «تلطيف عمل»، «تعديل عمل» و «واگذاشتن انتخاب هريك از اين سه راه، به جوّ زمان و وضعيت جامعه».
فكر مىكنيد اجراى هريك از اين سه راه، چند درصد موفقيت براى شما به همراه خواهد آورد؟
هر درصدى را كه دلتان مىخواهد بگوييد، امّا هرگز نگوييد صددرصد، چرا؟
چون هريك از چهار راه پيشگفته، راه مبارزه با معلول است نه علّت و مادام كه علت فساد وجود دارد شرايطى كه فساد را از قوّه به فعل مىرساند موجود است.
در اينصورت، شما مانند دكترى هستيد كه درد را نشناخته، دارو براى سرگيجه، كمخونى و ... به مريض تجويز مىكنيد، غافل از اينكه اين سرگيجه و كم خونى، معلول علتى است كه اگر آن علت هدف قرار بگيرد، عوارض موجود بهخودىخود، از بين خواهند رفت، پس آقاى مسؤول مبارزه با مفاسد اجتماعى! براى پاكسازى جامعه از منكرات، به دنبال علتها باش و آنان را هدف قرار ده، مبارزه با معلولها جز قرص مسكّنى بيش نيست.
*** مبارزه با علت، نه معلول مطلبى است كه مولانا در اين حكايت چنين به رشته نظم درآورده است كه: هان اى سالك! اى رهرو راه طريقت، اول شرط سلوك مبارزه با آفات اين راه است و اين نمىشود مگر اينكه ابتدا ريشه اين آفات را از بيخ و بن