بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٦٥ - استنتاج
بخشكانى و مادر همه اين ترديدها و تشكيكها؛ يعنى نفس اماره را هدف قرار داده، و او را به قتل رسانى؛ چراكه همه گرفتارىها به خاطر نفس اماره است.
|
نفس توست آن مادر بدخاصيت |
كه فساد اوست در هر ناحيت |
|
با تحريك و وسوسه نفس امّاره، اين مادر فرومايه و فاسد درون جان است كه تو هر لحظه درصدد ضربه زدن به ديگران، ريختن آبروى اين و آن، نقشه براندازى رقيب، تهمت زدن به بىگناه و در نهايت ترور شخصيت و شخص افراد برآمدهاى!
|
هين بكش او را كه بهر آن دنى |
هر زمان قصد عزيزى مىكنى |
|
سرمنشأ همه ناهنجارىهاى روانى، اضطرابهاى درونى، تلخكامىهاى زندگى، متابعت كردن از وسوسههاى فزونخواه و زيادهطلب نفس اماره است؛ اوست كه تو را بر ضدّ حقوق ديگران بسيج مىكند و ترديد و تزلزلت را در مبارزه با جبهه حق استحكام مىبخشد.
|
از وى اين دنياى خوش بر توست تنگ |
از پى او با حق و با خلق جنگ |
|
هان! اى سالك مجاهد و رهرو مبارز. اگر توانستى اين فرعون كشور تن را موسىسان درهم بكوبى و او را در امواج مهلك تأديب و تعذيب غرق كنى، ديگر در مدينه تهذيب، آفتى براى تهديد تو نخواهد ماند.
|
نفس كشتى باز رستى ز اعتذار |
كس تو را دشمن نماند در ديار |
|
وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها* فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها* قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها* وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها[١]
«و سوگند به نفس آدمى و آنكس كه آن را منظّم ساخت، سپس فجور و تقوا را به او الهام كرد كه هركس نفس خود را تزكيه كرد، رستگار شد. و هركس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخت نوميد و محروم گشت.»
[١] - شمس: ١٠- ٧