بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٩ - استنتاج
مأموران شاه، كنايه است از تمايلات گوناگون وجود سالك كه از نفس اماره سرچشمه گرفتهاند؛ نفس امارهاى كه همواره آتش افكار پليدش شعلهور است.
وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ ...[١]
اينبار براى نابودى ارزشهاى ذاتى و اكتسابى الهى، وجود انسان سالك، آتش ديگرى برمىافروزد.
در كنار شعلههاى آتش نقشههاى شومش، بتى از مشتهيات دنيا قرار مىدهد تا بدين وسيله ارزشهاى الهى سالك را يا در مقابل بت دنيا به سجده وادار كند يا در آتش قهرش بسوزاند.
فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ فَقالُوا هذا إِلهُكُمْ وَ إِلهُ مُوسى فَنَسِيَ[٢]
«- سامرى- براى آنها مجسمهاى از گوساله كه صدايى همچون صداى گوساله داشت، خارج ساخت و گفتند اين خداى شما و خداى موسى است و او- پيمانى را كه با خدا بسته بود- فراموش كرد.»
در اين گيرودار، قلب سليم سالك (مادر) كه عقل (كودك) خود را در آغوش داشت، به دست تمايلات گوناگون مادى (مأموران شاه) گرفتار مىشود.
تمايلات مادى، قلب سليم را امر به سجده در مقابل نمادهاى ضدارزشى مادى (بت) مىكند ولى وقتى با مخالفت قلب سليم سالك روبرو مىشود، عقل را از آغوش او گرفته در آتش نقشههاى شوم نفس اماره مىافكند.
قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ[٣]
«گفتند او را بسوزانيد و خدايان خود را يارى كنيد، اگر كارى از شما ساخته است.»
قلب بر اثر مهر مادرى، نزديك بود در مقابل نمادهاى ضدارزشى سجده كند تا
[١] - يوسف: ٥٣
[٢] - طه: ٨٨
[٣] - انبيا: ٦٨