بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٨٠ - استنتاج
استنتاج
زبان از جمله وسيلهاى است كه براى انتقال مقصود به كمك الفاظ و كلمات در قالب سخن، در زندگى انسانها ضرورى و مورد نياز است، انسان ناچار است براى تبادل خواستهها و تعامل اهداف، همچنانكه از وسيلهاى به نام «زبان» استفاده مىكند، از كلمات و الفاظ هم در قالب سخن استفاده نمايد. در واقع زبان، زمانى زبان است كه بتوان از آن در طريق انتقال مقصود استفاده كرد، بنابراين، مىتوان گفت زبان در دو صورت (بطور دائم يا موقت) حكمت و فايده خود را از دست مىدهد.
اما آنجا كه زبان حكمت خود را بهطور دائم از دست مىدهد، زمانى است كه زبان قدرت گويايى و سخن گفتن نداشته باشد؛ مثل انسانهاى لال كه زبان دارند ولى نطق ندارند. و اما آنجا كه زبان حكمت خود را بهطور موقت از دست مىدهد زمانى است كه زبان قدرت گويايى و سخن گفتن را دارد ولى گفتمان به سبكى است كه قابل تفهيم و تفهّم نيست. در واقع تفهيم و تفهّم كه فلسفه وجودى زبان است زير پوشش پردهاى از الفاظ مختلف قرار گرفته كه اين پرده مانع روشن شدن مقصود گوينده و فهم شنونده است و اين نقطه آغاز اختلاف در زبان و بعضا اختلاف در خواستههاست.
قرآن يكى از آيات و قدرت خدا را تفاوت لهجهها مىداند، توجه كنيد:
وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ ...[١]
«و از آيات او آفرينش آسمانها و زمين و تفاوت زبانها و رنگهاى شماست.»
اينكه چرا خداوند يكى از آيات خود را تفاوت لهجهها و اختلاف زبانها دانسته، روشن است؛ زيرا اگر بنا بود انسانها همه يكرنگ و يكزبان و يكقد و
[١] - روم: ٢٢