بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٨١ - استنتاج
حكايت ٧٥
|
سگ چو عالِم گشت شد چالاك زحف |
سگ چو عارف گشت شد ز اصحاب كهف |
|
سگى در محلّهاى بر يك گداى نابينا، همچون شيرى جنگى حملهور شد، مرد نابينا از ترس در برابر سگ تسليم شد و عاجزانه به سگ گفت:
اى فرمانرواى شكار و اى كسى كه شيران را شكار مىكنى، دست از سر من بردار كه تو قوىتر از منى ..
|
گفت او هم از ضرورت اى اسد |
از چو من لاغر شكارت چه رسد |
|
|
گور مىگيرند يارانت به دشت |
كور مىگيرى تو در كوى اين بد است |
|
|
گور مىجويند يارانت به صيد |
كور مىجويى تو در كوچه به كيد |
|
|
آن سگ عالِم شكار گور كرد |
وين سگ بىمايه قصدِ كور كرد |
|
|
علم چون آموخت سگ رست از ضلال |
مىكند در بيشهها صيد حلال |
|
|
سگ چو عالِم گشت شد چالاك زحف |
سگ چو عارف گشت شد ز اصحاب كهف |
|
استنتاج
به نمايش گذاشتن قدرت و اظهار نيرو يكى از بيمارىهايى است كه معمولا انسانها گرفتار اين نوع از بيمارى هستند. اينكه مىگوييم بيمارى قدرتنمايى، فورا فكرتان نرود به سراغ يك پادشاه و حاكمى كه زورمدارانه نسبت به ملّت خود