بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٣٣ - استنتاج
وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً[١]
«آنان بىاختيار به سجده مىافتند و اشك مىريزند و هرزمان خشوعشان فزونتر مىشود.»
اين گريه، برخلاف همه گريهها، زمانى كارساز است كه گناهان را تبديل به حسنات كند ... يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ ...[٢]. اين گريه دروازههاى آسمان را بر روى انسان باز مىكند و بركات خدا را بر انسان فرومىريزد ... يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً ...[٣] و هزاران خاصيت ديگر.
*** مولانا هم، خاصيّت اثربخشى گريه را در قالب اين حكايت چنين بيان مىكند كه وقتى كودك حلوافروش، پولى در مقابل حلواى مصرفشده، به دست نياورد و از طرفى نيز خريدار حلوا؛ يعنى شيخ خضرويه اظهار فقر و ندارى كرد، كودك شروع كرد به گريه و زارى كردن، طولى نكشيد كه خادم شيخ، طبقى را خدمت شيخ گذاشت وقتى روپوش طبق را برداشتند مبلغ چهارصد دينار و نيم؛ يعنى معادل بدهى شيخ، در ميان آن طبق مشاهده نمودند.
گرچه اين طبق به ظاهر، هديه شخصى بخشنده بود به شيخ، ولى مولانا مىفرمايد:
مرد بخشنده واسطه خيرى بيش نبود، در واقع اين دينارها از بركت گريه كودك حلوافروش است كه به شيخ پرداخت گرديده است.
|
گفت آن دينار اگرچه اندك است |
ليك موقوف غريو كودك است |
|
تا كودك حلوافروش گريه نمىكرد، درياى رحمت و كرم الهى نمىجوشيد.
|
تا نگريد كودك حلوافروش |
بحر رحمت درنمىآيد به جوش |
|
[١] - اسراء: ١٠٩
[٢] - فرقان: ٧٠
[٣] - هود: ٥٢