بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٦١ - استنتاج
آنان گفت:
اى بزرگان، اين موفقيت به واسطه عنايات الهى است وگرنه خرگوش بىمقدار كجا و اين پيروزى كجا! خداوند به من توانايى بخشيد و دلم را نور داد و نور دل دست و پايم را زور و توانايى داد. ولى اى دوستان چيزى كه بايد مورد توجه شما قرار گيرد، اين است كه: ما دشمن بيرونى خود را كشتيم ولى دشمن درونى كه بسى خطرناكتر از دشمن بيرونى ما است، همچنان در وجود ما زنده است.
|
اى شهان كُشتيم ما خصم برون |
ماند خصمى زو بَتر در اندرون |
|
يكى از مهمترين موضوعات در فرهنگ قرآنى و اسلامى ما، «نفس اماره» و پيروى از خواستهها و خواهشهاى او يا مبارزه و جنگ با اوست. لسان مبارك قرآن و رهنمودهاى معصومان عليهم السّلام درباره اهميت و عظمت مبارزه با خواستههاى نفس امّاره داد سخن سر دادهاند، تا جايى كه قرآن يكى از صعبالعبورترين گردنههاى مسير زندگى را گردنه نفس اماره دانسته و مىفرمايد:
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ.
ما در عينحال كه به انسان نعمت فراوان و توانمندى زيادى دادهايم ولى او ناسپاسى كرد و از آن گردنه مهم بالا نرفت!
وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ؛ «و تو نمىدانى آن گردنه مهم چيست؟)
در اينكه اين گردنه مهم (عقبه) چيست، گرچه قرآن در پنج آيه بعد از آيه فوق موارد عقبه را بيان مىكند و همچنين مفسران معانى مختلفى براى عقبه كردهاند ولى همه مواردى كه براى «عقبه» بيان شده، مصاديقى از مبارزه با نفس امّاره است و مصداق اتمّ «عقبه» همان مبارزه با نفس اماره و خواستههاى آن است كه پيغمبر بزرگوار اسلام از آن به «جهاد اكبر» ياد نموده است. چنانچه در روايت آمده است كه رسول گرامى اسلام ٦ لشگرى را براى جنگ با دشمنان فرستاده بود. هنگامى كه