بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٧٣ - استنتاج
ديگر مىفرمايد:
... وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها ...؛ «همسرش را از جنس او قرار داد.»
درهرحال، قرآن با اين بيان، خلقت زن را فرع بر خلقت مرد مىداند و فلسفه اين خلقت را اينگونه تعريف مىكند:
١- ... لِيَسْكُنَ إِلَيْها ...؛ «تا مرد در كنار زن آرامش پيدا كند.»
٢- ... وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً ...؛ «و زن و مرد از حلاوت مودّت و رحمت زندگى بهرهمند شوند.»
٣- و براى توليدمثل و استمرار حيات انسان در كره زمين، وجود زن بهعنوان يك موجود پرورشدهنده ضرورى بود:
نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ ....[١]
«زنان شما مركز بذرافشانى شما هستند، شما هر زمان كه بخواهيد مىتوانيد با آنها آميزش كنيد.»
٤- زن همچون لباس مرد بشمار مىآيد چنانكه مرد همچون لباس زن است:
... هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ ....[٢]
باتوجه به موارد فوق، درمىيابيم كه زن چه نقش حياتى و اساسى در استمرار زندگى انسان دارا است، اين نقش زمانى مىتواند به نحو احسن و مطلوب ايفا گردد كه زن از دايره عفاف و حق قانونى و شرعى خود پا فراتر نگذارد ولى وقتى پا از دايره عفاف فراتر گذاشت، در هياهوى زيادهطلبى، سكون و آرامش روانى، مودّت، رحمت، توليدمثل سالم و ساير ارزشها خاصيت خود را از دست مىدهد،
[١] - بقره: ٢٢٣
[٢] - بقره: ١٨٧