بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٧٢ - استنتاج
«حسادت» است. حسود به كسى گفته مىشود كه نسبت به فضل و نعمت كسى رشك مىبرد؛ يعنى حداقل آرزو مىكند كه آن فضل و نعمت از محسود گرفته شود و به او برسد. و چون اين بيمارى شدّت يافت، از مرز آرزو مىگذرد بلكه تلاش مىكند كه آن فضل و نعمت از محسود گرفته شود و به او برسد و چون بيمارى شديدتر شد، تلاش مىكند كه آن فضل از محسود گرفته شود. گرچه خود هم به آن نعمت نرسد. شديدترين مرحله حسادت آن مرحلهاى است كه حسود حاضر است خود را نابود كند تا محسود از آن نعمت محروم گردد.
باتوجه به اين چهار مرحله از مراحل بيمارى حسادت، درمىيابيم كه حسود در تمام اين مراحل چهارگانه، تنها يك هدف دارد و آن زوال نعمت از ديگران است.
فرض كنيد اگر روزى اين بيمارى، آنهم از نوع شديدش، در مردم شيوع پيدا كند، چه فاجعهاى در جامعه رخ خواهد داد؟
اوّلين اثر سوء آن، اين است كه ايمان توحيدى مردم در معرض زوال قرار مىگيرد؛ چنانكه حضرت على ٧ فرمودند:
«انّ الحسد يأكل الإيمان كما تأكل النّار الحطب».[١]
«حسد ايمان را مىخورد، همانگونه كه آتش هيزم را از بين مىبرد.»
و حضرت امام صادق ٧ فرمودند:
«آفة الدّين الحسد ...»؛ «آفت دين حسد است.»
وقتىكه مردم از اعتقادات توحيدى (كه قوىترين بازدارنده انسان در مقابل انحرافات است) تخليه شوند، بخش عظيمى از نيروها و انرژىهاى فكرى و جسمى صرف نابودى يا حداقل صرف بركنار زدن و تضعيف همديگر مىشود و در نتيجه
[١] - نهج البلاغه، خطبه ٨٦