بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٥٩ - استنتاج
شتر كه مىخواست غرور بىجاى موش را بشكند، گفت: هان! اى موش، تو با موشهايى مانند خودت ستيز كن و در مقابل آنان اظهار وجود نما، نه در مقابل همچو منى.
موش كه متوجه اشتباه خود شده بود، به شتر گفت: توبه كردم براى رضاى خدا مرا از اين هلاكت نجات بخش.
دل شتر به حال موش ضعيف سوخت، او را به روى كوهانش نشاند و از نهر عبورش داد.
|
چون پيمبر نيستى پس رو به راه |
تا رسى از چاه روزى تو به جاه |
|
|
تو رعيت باش چون سلطان نهيى |
خود مران چون مرد كشتيبان نهيى |
|
|
چون نهيى كامل دكان تنها مگير |
دستخوش مىباش تا گردى خمير |
|
استنتاج
در نظام سياسى- اجتماعى اسلام «رهبرى» يكى از اساسىترين پايههاى حكومت بهشمار مىرود تا جايى كه در روايت آمده است:
«لم يناد بشىء كما نودى بالولاية».
«هيچچيز- حتى نماز و روزه و زكات و حج كه وجوه مميّز و مرز ميان كفر و اسلام است- به اندازه رهبرى اهميت ندارد.»
رسول گرامى اسلام ٦ در مقام بيان جايگاه ارزشى رهبر در جامعه اسلامى، مىفرمايد:
«من مات بغير امام مات ميتة الجاهليّة».[١]
«كسى كه بدون رهبر بميرد، مرگ او مرگ جاهليت است.»
[١] - نور الثقلين، ج، ٣ ص ١٩٤