بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٦٠ - استنتاج
يعنى ملّتى كه رهبر نداشته باشد، از نعمت امنيت داخلى و عدالت اجتماعى و تعالى اخلاقى و فرهنگى محروم است و همواره مطمع نظر بيگانگان و مورد سوء استفاده دشمنان است و در نهايت مرگ چنين ملتى بهتر از زندگى مذلّتبار آنها نيست.
البته وقتى مىگوييم رهبرى، معمولا يك معنى با دو مفهوم كلّى در ذهن ما تبادر مىكند:
١- رهبريت يك رهبر مبتنى بر زر و زور و تزوير باشد كه در لسان قرآن از اينگونه رهبران بهعنوان «ائمه كفر» ياد شده است.
٢- رهبريت يك رهبر با صرفنظر از همه پيرايههاى غير خدايى مبتنى بر حق محورى باشد؛ ... أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا ...[١]؛ «رهبرانى كه به فرمان ما هدايت مىكردند.»
آنچه مسلم است ما با مفهوم اول معناى رهبر كارى نداريم. مىماند مفهوم دوم معناى رهبرى. قرآن براى كسى كه لباس رهبرى امّت يا ملتى را براساس ... يَهْدُونَ بِأَمْرِنا ... بر تن نموده، شرايطى را ذكر مىكند كه از جمله آن شرايط دو شرط زير است.
... وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ ...[٢]
«- خداوند- علم و- قدرت- جسم- طالوت- را وسعت بخشيد.»
طالوت بهعنوان رهبر قوم بنى اسرائيل از طرف اشموئيل برگزيده مىشود در حالىكه از نظر علم و دانايى اعلم زمان و از نظر توان و قدرت جسمى اقواى دوران بود، اجتماع اين شرط با شروط و شايستگىهاى ديگر توانست طالوت را بر جالوت و لشكريان كفر كيش او پيروز سازد.
[١] - الم سجده: ٢٤
[٢] - بقره: ٢٤٧