بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٢٣ - سومين مرحله پيرى
... يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَباً شَيْخاً كَبِيراً ....[١]
«- برادران يوسف به وى گفتند: اى عزيز، او- بنيامين- پدر پيرى دارد.»
و باز در بيان يكى از مراحل مختلف عمر انسان مىفرمايد:
... ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخاً ...[٢]؛ «سپس پير مىشويد.»
سوّمين مرحله پيرى:
و آن مرحلهاى است كه با تعبير «كهولت» از آن ياد مىشود، قرآن براى بيان مرحله كهولت تعبير بسيار جالبى دارد و مىفرمايد:
... وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْ لا يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئاً ....[٣]
«و بعضى آنقدر عمر مىكنند كه به بدترين مرحله زندگى و كهولت مىرسند؛ آنچنانكه چيزى از دانستههاى خود را به خاطر نخواهند داشت.»
ارذل، از ماده «رذل» بهمعناى پستى و دونمايه است و منظور از «ارذل العمر» سنين كهولت و بسيار بالاى عمر است كه سستى و فتور و ناتوانى و نسيان وجود انسان را فرامىگيرد، بهطورىكه انسان در پستترين و نامطلوبترين دوران عمرش قرار مىگيرد.
در اينكه اين حالت در چه سنى به انسان دست مىدهد؟ بايد گفت نسبت به اشخاص متفاوت است، نمىتوان سنى را براى اين حالت منظور كرد در روايت آمده است:
«انّ ارذل العمر ان يكون عقله عقل ابن سبع سنين».[٤]
«پستترين درجه انحطاط عمر در پيرى، آن است كه عقل آدمى آنقدر تنزّل نمايد كه به حدّ عقل كودك هفت ساله برسد.»
[١] - يوسف: ٧٨
[٢] - غافر: ٦٧
[٣] - نحل: ٧٠
[٤] - بحار الأنوار، ج ١٥، ص ١٦٤