بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٥٦ - استنتاج
«فرشتهاى بگمارم كه او را در قبر تا هنگامى كه به صحراى محشر وارد شويد، عيادت كند.»
*** مولانا براى بيان جايگاه ارزشى عيادت از بيمار، مضمون روايتى را از حضرت عيسى ٧ در قالب شعر نقل مىكند كه ما عين آن روايت را از رسول گرامى اسلام ٦ قبل از تفسير ابيات، مىآوريم:
عن النّبىّ ٦ قال: «يعيّر اللّه عزّ و جلّ عبدا من عباده يوم القيامة فيقول:
عبدي ما منعك اذا مرضت ان تعودني؟ فيقول: سبحانك سبحانك، أنت ربّ العباد لا تألم و لا تمرض فيقول مرض اخوك المؤمن فلم تعده و عزّتي و جلالي لو عدته لوجدتني عنده ثمّ لتكفّلت بحوائجك فقضيتها لك و ذلك من كرامة عبدي المؤمن و انا الرّحمن الرّحيم».[١]
از رسول گرامى اسلام ٦ نقل شده كه فرمودند:
«خداوند در روز قيامت بندهاى از بندگانش را توبيخ مىكند كه چرا وقتى من مريض شدم به عيادتم نيامدى، آن بنده عرض مىكند: پاكيزهاى پروردگارا! تو خداى بندگانى، در تو درد و بيمارى راه ندارد. خداوند مىفرمايد: برادر مؤمن تو مريض شد و تو به عيادت او نرفتى، سوگند به عزت و جلالم اگر او را عيادت مىكردى مرا نزد او مىديدى و از بركت اين كار حوائج تو را برمىآوردم و اين پاداش بزرگ براى كرامت بنده مؤمن من است و من خداى رحمان و رحيم هستم.»
نكته قابلتوجه در روايت اين است كه: خداوند در پاسخ بندهاش مىفرمايد:
آن بنده برگزيده ما كه بيمار شده بود، او در حقيقت من هستم، تو چرا نيامدى به عيادت من؟
|
گفت آرى بنده خاصِ گزين |
گشت رنجور، او منم نيكو ببين |
|
[١] - سفينة البحار، ماده« مرض».