بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٩ - استنتاج
سپس مولانا براى روشنتر شدن مطلب و بىاساس بودن قياس، چند مثال مىزند مىفرمايد:
١- افراد سطحىنگر گمان مىكنند كه با پيامبران الهى و اولياء اللّه يكسانند چرا كه همه انسانند.
٢- دو نوع زنبور از يك محل شيره مىخورند ولى از زنبور عسل، عسل مىرسد از زنبور زرد نيش.
٣- دو نوع آهو داريم كه از يك گياه مىخورند و از يك آب مىآشامند ولى از آهوى معمولى سرگين به دست مىآيد و از آهوى ختا مشك خالص.
٤- دو نوع نى از يكجا آب مىخورند، ولى از يكى شكر به دست مىآيد و از ديگرى هيچ ثمر نمىتوان يافت.
نظير اين مثالها صدها هزار است كه فرق ميان آنها هفتاد سال (يعنى بسيار) است.
|
صد هزاران اينچنين اشباه بين |
فرقشان هفتاد ساله راه بين |
|
لذا افراد ظاهربين و سطحىنگر، حقيقت پيغمبران و انسانهاى الهى را درك نكرده، حقيقت حقير و ناچيز خود را در سطح آنان قرار مىدهند و خود را با آنان قياس مىكنند.
... قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا ...[١]
«گفتند: شما- رسولان خدا- انسانهايى همانند ما هستيد.»
|
گفته اينك ما بشر، ايشان بشر |
ما و ايشان، بسته خوابيم و خور |
|
|
اين ندانستند ايشان از عمى |
هست فرقى در ميان بىمنتها |
|
[١] - ابراهيم: ١٠