بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٤٠ - استنتاج
آيات زير است:
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنِيباً إِلَيْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ ...[١]
«هنگامى كه انسان را زيانى رسد پروردگار خود را مىخواند و به سوى او باز مىگردد، اما هنگامى كه نعمتى از خود به او عطا كند، آنچه را بهخاطر آن قبلا خدا را مىخواند به فراموشى مىسپارد.»
وَ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ كانَ الْإِنْسانُ كَفُوراً[٢]
«و هنگامى كه در دريا ناراحتى به شما برسد، همهكس را جز او فراموش خواهيد كرد، اما هنگامى كه شما را به خشكى نجات دهد روى مىگردانيد و انسان كفران كننده است.»
وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ[٣]
«و هنگامى كه به انسان زيانى برسد ما را- در همهحال- درحالىكه به پهلو خوابيده، يا نشسته، يا ايستاده است مىخواند اما هنگامى كه ناراحتى او را برطرف ساختيم، چنان مىرود كه گويى هرگز ما را براى حلّ مشكلى كه به او رسيده نخوانده، اينگونه براى اسرافكاران اعمالشان زينت داده شده است.»
*** در اين حكايت مولانا قانون جاذبه جنسيت در انسان را از قول جالينوس چنين بيان مىكند كه:
اگر ميان من و آن ديوانه تحانسى نبود، كى آن زشترو به طرف من ميل مىكرد و به روى من مىخنديد.
[١] - زمر: ٨
[٢] - اسراء: ٦٧
[٣] - يونس: ١٢