بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١١٨ - استنتاج
آيا بايد به بهانه «توكل» به خدا، اثرات عوامل و اسباب طبيعى را ناديده گرفت؟ و براى رسيدن به اهداف زندگى و مقابله با معضلات آن، بدون تهيه اسباب، از مسبّب الأسباب انتظار كمك داشت؟
بدون شك جدا كردن اثرات اسباب از مسببّ الأسباب، با روح توكّل سازگارى ندارد، چگونه مىتوان «توكل» را اينگونه معنا كرد درحالىكه پيغمبر بزرگوار اسلام ٦ كه وجودش جز توكّل به خدا چيزى نبود، در همه مراحل زندگى بهويژه در جنگها از انواع وسايل و اسباب طبيعى غفلت نمىورزيد.
از طرفى آيا بايد به بهانه توسل و جدّ و جهد در رسيدن به اهداف زندگى، اسباب و عوامل طبيعى را قدرتى مستقل از قدرت مسببّ الأسباب دانست؟
بدون شك اين اعتقاد نيز با روح توسّل اسلامى سازگارى ندارد؛ چراكه اسباب و عوامل طبيعى هرچه دارند از مسببّ الاسباب دارند. اسباب بدون اراده مسبّب الاسباب هيچ نقشى در زندگى ما نخواهند داشت. بنابراين اگر معتقديم:
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ...[١]؛ «خداوند روزىدهنده است.»
و ايمان داريم كه:
... اللَّهُ يَرْزُقُها وَ إِيَّاكُمْ ...؛[٢] «خداوند همه جنبندگان و شما را روزى مىدهد.»
... وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ.[٣]
«و خداوند هركسى را بخواهد بدون حساب روزى مىدهد.»
و مانند اين آيات كه بسيار است، اينها به اين معنا نيست كه در كنجى بنشينيم و بگوييم وظيفه خدا است كه لقمه را در دهان ما بگذارد و شكم ما را سير كند. طبيعى است كه با گفتن «خرما بيا به دهان من» خرما به دهان كسى نمىرود، اين عمل يعنى:
تنبلى، تنپرورى، فقر و گرسنگى، مسدود ماندن ابواب رشد و ترقّى در تمام ابعاد
[١] - ذاريات: ٥٨
[٢] - عنكبوت: ٦٠
[٣] - بقره: ٢١٢