اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٨٠ - تعريف مطلق
اين بيان مرحوم آخوند را اگرچه ما نتوانيم به طور كلّى نفى كنيم ولى پذيرفتن يك مطلب در بعضى از موارد، به معناى پذيرفتن در تمام موارد نيست، مخصوصاً با توجه به اين كه: اوّلًا: در تعاريف لفظيّه، وقتى- مثلًا- گفته مىشود: «سعدانة نبت»، اين جمله براى كسى گفته مىشود كه اطلاع ندارد آيا سعدانه نبات است يا جماد يا انسان يا حيوان؟ مثل بعضى از لغات كه ما هيچ آشنايى به معناى آن نداريم و هرگونه احتمالى در مورد آن مىدهيم. در اينجا تعريف لفظى مىآيد و اجمالًا معناى كلمه را مشخص مىكند، تا ذهن انسان به سوى معانى ديگر نرود. امّا كسى كه مىداند سعدانه از نباتات است، گفتن «سعدانة نبت» براى او فايدهاى ندارد. بنابراين تعريف لفظى در شرايط خاصّى مطرح است و اين گونه نيست كه انسان بتواند هرجا بخواهد از تعريف لفظى استفاده كند. در ما نحن فيه، مسأله مطلق و مقيّد به آن اندازه ابهام ندارد كه تعريف شرح الاسم براى آن ذكر شود. هركس وارد مباحث اصول شود، هرچند در همان مراتب اوليّه باشد، معنايى اجمالى از مطلق و مقيّد براى او معلوم است. پس وجهى ندارد كه ما اين تعريف را تعريف شرح الاسم بدانيم. ثانياً: همان كسانى كه اين تعريف را مطرح كردهاند، در مقام اشكال در جامعيّت و مانعيّت اين تعريف برآمدهاند. پيداست كه همه در مقام برخورد با اين تعريف، آن را به عنوان يك تعريف حقيقى شناختهاند. پس ما اگرچه در بعضى از موارد تعريف لفظى را بپذيريم ولى اين بدان معنا نيست كه هرجا تعريفى مطرح شد و جامعيت و مانعيّت آن مورد بحث قرار گرفت، فوراً ما راه فرارى پيدا كرده و با مطرح كردن تعريف لفظى، خود را از دايره اين بحثها خارج كنيم. لذا خيلى بعيد است كه تعريفى با اين دقّت- اگرچه مناقشاتى هم در مورد آن شده است- را بر تعريف لفظى حمل كنيم. بلكه ظاهر اين است كه اين تعريف، تعريف حقيقى است و بايد در مورد آن بحث كرد.