اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٠٣ - بحث دوّم تخصيص عامّ با مفهوم مخالف
معرّف به ال جنس است و هيچگونه دلالتى بر عموم ندارد بلكه بر ماهيت و تعريف ماهيت دلالت مىكند. بله، اگر كسى مفرد معرّف به ال جنس را از الفاظ عموم بداند، مثال مذكور داخل در بحث ما خواهد بود. حال ببينيم آيا مثال معروف زير را مىتوان در رابطه با ما نحن فيه مطرح كرد؟ اگر مولا از طرفى بگويد: «أكرم كلّ عالمٍ» و از طرف ديگر بگويد: «إن جاءك زيد العالم فأكرمه»، مفهوم جمله دوّم- بنا بر اين كه مفهوم داشته باشد- اين مىشود: «إن لم يجئك زيد العالم فلا يجب إكرامه». آيا مىتوان گفت: مفهوم جمله «إن جاءك زيد العالم فأكرمه» دليل «أكرم كلّ عالمٍ» را تخصيص مىزند؟ اين مثال نيز داراى مناقشه است، زيرا در اينجا «زيدِ عالم» از «أكرم كلّ عالم» خارج نشده است. «أكرم كلّ عالم» داراى دو خصوصيت است: ١- خصوصيت عموميّت، كه كلمه «كلّ عالم» برآن دلالت مىكند. ٢- خصوصيت ديگر اين است كه «سواء تحقّق المجيء أم لم يتحقّق». ولى آيا اين خصوصيت از چه طريقى استفاده مىشود؟ در بحث «كلّ» گفتيم سعه و ضيق دايره عموم، تابع سعه و ضيق دايره مدخول است. اكنون ببينيم آيا سعه و ضيق دايره مدخول از كجا استفاده مىشود؟ مولا گفته است: «أكرم كلّ عالم»، شايد مرادش «أكرم كلّ عالم عادل» بوده باشد. اين كه در عالِم فرقى بين عادل و غير عادل نيست، از كجا استفاده مىشود؟ در اينجا اگر بگوييم: ابتدا اطلاقى در ناحيه مدخول جريان پيدا مىكند، نتيجهاش اين مىشود كه مراد از «عالم» نفس طبيعت عالم است، سپس كلمه «كلّ» مىآيد و بر همه افراد اين طبيعت دلالت مىكند. بنابراين احتمال، مفهوم «إن جاءك زيد العالم فأكرمه» اين مىشود كه «إن لم يجئك زيد العالم فلا يجب إكرامه» و اين تخصيص عام نيست بلكه تقييد همان اطلاق مدخول است. «أكرم كلّ عالم» اطلاق داشت و شامل حالت تحقّق مجىء و