اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦١ - ٣- پاسخ حضرت امام خمينى رحمه الله
كه داراى وضع عام و موضوع له و مستعمل فيه عام است. بنابراين قائل به مفهوم مىگويد: «كمال تناسب بين مجىء زيد و اكرام او وجود دارد» و معناى كمال تناسب اين است كه هيچچيز ديگرى نمىتواند جانشين مجىء زيد- در ارتباط و سنخيت با اكرام- واقع شود. و اگر ما يك چنين معناى عرفى را براى قضاياى شرطيه مطرح كرديم، لازمهاش انتفاء سنخ هنگام انتفاء شرط است، زيرا چيز ديگرى غير از مجىء زيد با اكرام مناسبت ندارد. [١] بررسى كلام امام خمينى رحمه الله: به نظر مىرسد كلام حضرت امام رحمه الله كلام متينى است ولى در عين حال دو اشكال برآن وارد شده كه لازم است آنها را بررسى كنيم: اشكال اوّل: اگر مجىء زيد به عنوان علّت منحصره براى اكرام باشد، لازم مىآيد كه به مجرد تحقّق مجىء زيد، اكرام هم- به صورت قهرى- تحقق پيدا كند، زيرا لازمه عليت و معلوليت يك چنين چيزى است، حتى در جايى كه علّت منحصره در كار نباشد، چه رسد به ما نحن فيه كه قائل به مفهوم روى علّيت منحصره تكيه مىكند. پاسخ اشكال اوّل: ما در مسأله مفهوم نظرمان روى انتفاء سنخ هنگام انتفاء شرط است. يعنى ما به جانب اثباتى قضيه كارى نداريم بلكه به جانب نفى آن كار داريم. ما مىخواهيم بگوييم: «غير از مجىء زيد، چيزى سنخيّت با اكرام ندارد». نه اين كه بگوييم:
«مجىء زيد، علّيت منحصره دارد، مثل نار كه وقتى وجود پيدا كرد، حرارت حتماً تحقق پيدا مىكند». بله، اگر معلول را وجوب اكرام بدانيم، به مجرّد مجىء زيد، وجوب اكرام
[١]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ٢، ص ١٨٧- ١٨٩ و معتمد الاصول، ج ١، ص ٢٤١ و ٢٤٢ و تهذيب الاصول، ج ١، ص ٤٣١ و ٤٣٢