اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٠ - راه سوّم (اطلاق ادات شرط و جريان مقدّمات حكمت در مورد آن)
علّيت منحصره را اراده كرديد يا علّيت غير منحصره را؟ همانطور كه عليّت غير منحصره نياز به مئونه زايده دارد، عليّت منحصره هم نياز به مئونه زايده دارد. اين مسئله مانند انسان عالم و انسان جاهل است. اينطور نيست كه اگر كلمه «انسان» گفته شود، در افاده قيد علم نيازى به مئونه زايده نداشته باشد. بلكه مخاطب مىتواند سؤال كند كه آيا مقصود شما از انسان، انسان عالم است يا انسان جاهل، با وجود اين كه بين انسان عالم و انسان جاهل فرق وجود دارد ولى در جهت نياز يا عدم نياز به مئونه زايده فرقى بين آن دو وجود ندارد. [١] پاسخ ما از راه سوّم: ما اصل مقيس عليه را قبول نكرديم و در بحث واجب نفسى و واجب غيرى گفتيم: اين فرمايش مرحوم آخوند، امر غير معقولى است، زيرا نفسيّت و غيريّت، دو قسم واجب و به عنوان قسيم يكديگر مىباشند، در اين صورت چگونه ممكن است مقسم به عنوان يكى از دو قسم باشد. مقسم در صورتى عنوان قسم پيدا مىكند كه همراه با خصوصيت زايدى باشد. ما نمىتوانيم بگوييم: «الإنسان إمّا إنسان و إمّا جاهل». پس وقتى گفته مىشود: «الواجب إمّا نفسي و إمّا غيري» معنايش اين است كه نفسيت عبارت از واجب به ضميمه خصوصيت ديگر است و غيريت هم عبارت از واجب به ضميمه خصوصيت ديگر است و نمىشود نفسيت، عين همان مقسم- يعنى «الواجب»- باشد. در اين صورت وقتى مولا مىگويد: «الوضوء واجب» شما خصوصيت نفسيّت را از كجا استفاده مىكنيد؟ در اينجا هم خطاب به كسى كه مىخواهد از راه مقدّمات حكمت علّيت منحصره را استفاده كند مىگوييم: شما كه قبول كرديد ادات شرط براى مطلق ارتباط وضع شدهاند و انصرافى هم در كار نيست، چگونه مىتوانيد مطلق ارتباط را روى يك قسم از آن- كه عبارت از علّيت منحصره است- پياده كنيد؟ در حالى كه علّيت منحصره
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٣٠٤ و ٣٠٥