اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٦٠ - اقسام قضايا
«كلّ نار حارّة» هر دو خصوصيت جمع شده است. از طرفى اختصاص به نارهاى موجود در زمان اخبار ندارد و از طرف ديگر خدشهاى به قاعده فرعيّت وارد نمىشود. قاعده فرعيّت مىگويد: «مثبت له بايد ثابت باشد تا بتوان چيزى را براى آن ثابت كرد» و «كلّ نار حارّة» هيچ منافاتى با اين قاعده ندارد، زيرا نارهايى كه در زمان آينده وجود پيدا مىكنند، در حال حاضر به عنوان فردى از افراد طبيعت نار نيستند. طبيعت نار، پس از آنكه وجود پيدا كرد عنوان فرديت پيدا مىكند و نار حقيقى مىشود و اصالت پيدا مىكند و به مجرد اين كه اصالت پيدا كرد، با عنوان «حارّة» اتحاد پيدا مىكند. ظاهراً همين اشكال سبب شده كه مرحوم نائينى قضيّه حقيقيّه را به گونه ديگرى تفسير كند. ظاهر كلام ايشان اين است كه در قضاياى حقيقيّه، معدومينْ نازل به منزله موجودين قرار داده مىشوند و حكمى كه براى معدومين مطرح مىشود به لحاظ همين معناست. در حقيقتْ موضوع در قضيه حقيقيّه، عبارت از افراد موجود است ولى افراد موجود بر دو دستهاند: افراد موجود بالحقيقة و افراد موجود بالتنزيل. [١] ولى ما ضمن اين كه اشكال فوق را جواب داديم، [٢] در پاسخ مرحوم نائينى مىگوييم: اين حرف هم بر خلاف وجدان است و هم بر خلاف آنچه اهل منطق مىگويند. وجداناً ما وقتى قضاياى حقيقيّه را اخبار مىكنيم، افراد معدومى را كه در آينده وجود پيدا مىكنند، نازل به منزله موجودين قرار نمىدهيم. بلكه همان راهى را طى مىكنيم كه متخصّصين از اهل معقول مطرح مىكنند. اينها مسائلى منطقى و واقعى است و وجدان ما كاملًا مىتواند آنها را بدست آورد. در نتيجه در قضاياى حقيقيّه هيچگونه تنزيلى در كار نيست. قضاياى حقيقيّه نياز به وجود موضوع دارد و دايره وجود هم اختصاص به زمان اخبار ندارد. در پايان بحث قضايا لازم است دو نكته را مطرح كنيم:
[١]- فوائد الاصول، ج ١، ص ١٧٠ و ١٧١ و ٥٥٠ و ٥٥١
[٢]- ما گفتيم: قضيّه «كلّ نار حارّة» نمىخواهد بگويد: «نارى كه ده سال بعد وجود پيدا مىكند، الآن اتصاف به حرارت دارد»، بلكه وقتى فرديّت براى نار تحقّق پيدا كند، متّحد با حارّة است.