اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥٢ - كلام مرحوم آخوند
خواهد بود، زيرا بايد از لغت سؤال كنيم كه كدام يك از اين دو ظهور اقوا از ديگرى و قرينه براى تصرف در ديگرى است؟ [١] بررسى كلام مرحوم آخوند: ما با مرحوم آخوند چند بحث داريم: بحث اوّل: ما قبول داريم كه بنا بر دو احتمال اوّل، مسئله عقلى است ولى بايد توجه داشت كه مسأله عقلى بر دو قسم است: بديهى و نظرى. قسم اوّل: جايى است كه مسأله عقلى به قدرى بديهى و روشن است كه هيچ عاقلى نمىتواند با آن مخالفت كند. قسم دوّم: جايى است كه مسأله عقلى، از مسائل عقلى نظرى است، يعنى در عين اين كه عقل بايد به آن حكم كند، مورد اختلاف واقع شده است. بعضى مىگويند:
«عقل، چنين حكمى دارد» و بعضى مىگويند: «عقل، چنين حكمى ندارد»، مثلًا در مسأله مقدّمه واجب، نزاع در اين بود كه آيا بين وجوب شرعى ذى المقدّمه و وجوب شرعى مقدّمه، ملازمهاى عقلى تحقق دارد يا نه؟ در پاسخ به اين سؤال بعضى از محققين مىگفتند: «عقل ما وجود چنين ملازمهاى را درك مىكند».
بعضى ديگر اين مسئله را انكار مىكردند و مىگفتند: «عقل ما وجود چنين ملازمهاى را درك نمىكند. و آن مقدارى كه براى مقدّمه ثابت است، يك لزوم عقلى است». آنچه در علم اصول مىتواند مطرح باشد، مسائل عقلى نظرى است. در حالى كه اگر ما مسئله را به يكى از دو صورت اوّل مطرح كنيم، مسئله از مسائل عقلى بديهى خواهد شد و ديگر نمىتواند اختلافى باشد و به عنوان محلّ نزاع مطرح باشد. هيچ عقلى حكم نمىكند كه معدوم- در حال معدوم بودنش- بتواند مكلّف واقع شود و بعث
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٣٥٤ و ٣٥٥