اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣ - طريق اوّل (طريق قدماء)
و در وجوب مجعول دوّم، سلام زيد دخالت داشته و غير سلام، هيچگونه مدخليتى نداشت. از اينجا مىفهميم كه حكم مجعول، داراى خصوصيتى است و تمام موضوع و شئون موضوع در شخص اين حكم دخالت دارند و اگر ذرّهاى از شئون موضوع كم شود، شخص اين حكم منتفى خواهد شد. لذا در رواياتِ احكام وضعيّه، ملاحظه مىشود كه روايات مختلفى وجود دارد ولى هيچگونه تعارضى بين آنها وجود ندارد. مثلًا در باب كرّ مىفرمايد: «إذا كان الماء قدر كرّ لا ينجّسه شيء» [١] و در باب جارى مىفرمايد: «الماء الجاري لا ينجّسه شيء» [٢] و در باب مطر مىفرمايد: «ماء المطر لا ينجّسه شيء» [٣]، بين اينها هيچگونه تناقضى مشاهده نمىشود. در حالى كه اگر معناى «إذا كان الماء قدر كرّ لا ينجّسه شيء» اين باشد كه در ارتباط با كلّى عدم منجّسيّت، فقط كريّت نقش دارد، پس ماء جارى و ماء مطر و ... نبايد نقشى در عدم منجّسيّت داشته باشند. در نتيجه اگر مولا يك روز بگويد: «إن جاءك زيد فأكرمه» و روز ديگر بگويد: «إن سلّم عليك زيد فأكرمه»، اينها دو دستور شخصى مولاست و بين آنها هيچ تعارضى وجود ندارد. ولى اينها ربطى به باب مفهوم ندارد. مفهوم، انتفاء سنخ حكم است نه انتفاء شخص حكم و راهى كه قدماء مطرح كردهاند ما را به سوى انتفاء سنخ حكم هدايت نمىكند. راه قدماء مىگويد: مجىء زيد، در شخص حكم مجعول از ناحيه مولا دخالت دارد و غير مجىء در شخص اين دستور نقشى ندارد. ما مىگوييم: اين حرف مورد قبول است ولى نمىتواند در ارتباط با مفهوم مورد استفاده قرار گيرد، زيرا انتفاء در باب مفهوم، به سنخ حكم اضافه مىشود نه به شخص
[١]- وسائل الشيعة، ج ١ (باب ٩ من أبواب الماء المطلق)
[٢]- مستدرك الوسائل، ج ١، ص ١٩٠،
[٣]- رجوع شود به: وسائل الشيعة، ج ١ (باب ٦ من أبواب الماء المطلق)