اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢١ - آيا در ما نحن فيه موردى براى جريان اصالة العموم وجود دارد؟
برطرف شده و معلوم مىشود زيدى كه اكرامش واجب نيست، «زيد بن بكر»- كه جاهل است- مىباشد». اين حرف هيچگونه مشكلى ندارد، زيرا: اوّلًا: خصوصيتى كه در اصالة العموم مطرح است، در اينجا وجود دارد و آن خصوصيت اين است كه اصالة العموم- مانند اصالة الحقيقه- براى استكشاف مراد متكلّم بكار مىرود و ما در اينجا ترديد داريم كه آيا اراده مولا به اكرام «زيد بن عَمرو عالم» تعلّق گرفته است يا نه؟ ثانياً: اصول عقلائى، مانند اصول تعبّدى نيستند. لوازم و ملزومات اصول تعبّدى، ثابت نمىشوند. به عبارت ديگر: مُثْبِتات اصول تعبّدى، حجّيت ندارند. دليل «لا تنقض اليقين بالشكّ» فقط در محدوده آثار شرعى مستصحب، دلالت بر حجّيت دارد. با استصحاب حيات زيد، فقط آثار شرعى حيات، ثابت مىشود. مثل اين كه اموال زيد، به ملكيت او باقى است و جايز نيست بين ورثه او تقسيم شود. و همسر زيد به زوجيّت او باقى است و جايز نيست شوهر ديگرى اختيار كند. امّا لوازم عقلى و عادى حيات- مثل روييدن موى صورت- و نيز آثار شرعيهاى كه به واسطه اين لوازم عقليّه و عاديّه ثابت مىشود، در مورد استصحاب حيات زيد جريان پيدا نمىكند. ولى اصول عقلائيه اين گونه نيستند. وقتى بناى عقلاء بر چيزى استقرار پيدا مىكند، لوازم و ملزومات آن را نيز مترتب مىكنند. در نتيجه جريان اصالة العموم در ما نحن فيه، داراى دو فايده است: هم ثابت مىكند كه «زيد بن عَمرو عالم» وجوب اكرام دارد و هم ثابت مىكند كه دليل «لا تكرم زيداً» منطبق بر «زيد بن بكر جاهل» است. و به تعبير ديگر: اصالة العموم، هم مراد را مشخص مىكند و هم ابهام دليل «لا تكرم زيداً» را برطرف مىكند. نكته مهمّ: در اوايل بحث اجمال مخصّص، وقتى اجمال مفهومى را مطرح مىكرديم، مىگفتيم: اجمال مفهومى گاهى به نحو دوران بين متباينين است، مثل اين كه مولا