اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢ - طريق اوّل (طريق قدماء)
در اينجا تذكر اين نكته را لازم مىدانيم كه در جهت مورد بحث ما، فرقى نمىكند كه دلالت جزاء در جمله شرطيه از طريق هيئت باشد يا از طريق مادّه. مثلًا اگر جزاء در قضيّه شرطيه دلالت بر وجوب كند، فرقى نيست كه اين وجوب از طريق هيئت افعل- كه داراى معنايى حرفى است- باشد يا از طريق «يجب» و «واجب» و امثال آن باشد.
در جايى كه مولا بگويد: «إن جاءك زيدٌ فإكرامه واجبٌ عليك»، وقتى وارد مرحله مفهوم مىشويم، بحث نمىكنيم كه آيا هنگام انتفاء مجىء زيد، شخص اين «فإكرامه واجب عليك»- كه مولا جعل كرده- منتفى مىشود يا نه؟ انتفاء شخص حكم، هنگام انتفاء موضوع يا قيد آن، مسألهاى است كه هم قائلين مفهوم آن را قبول دارند و هم منكرين آن. همه جهاتى كه مولا برايش مدخليت قائل است، در شخص حكم مجعول نقش دارد. بلكه در باب مفهوم، سخن از انتفاء سنخ حكم است. مىخواهيم ببينيم آيا در صورت انتفاء مجىء زيد، قضيّه مفهوميهاى كه جزاى آن نفى وجوبى مماثل با وجوب مذكور در قضيّه منطوقيه باشد، مطرح است يا نه؟ توضيح بيشتر اين مسئله را در تنبيهات بحث مفاهيم مطرح خواهيم كرد. ثانياً: كلام قدماء مورد قبول ماست ولى بحث در اين است كه آيا دخالت مجىء زيد و عدم دخالت شىء ديگر، در كدام حكم است؟ روشن است كه اينها در شخص حكم مجعول مولا دخالت دارند. در اين صورت با توجه به اينكه مفهوم عبارت از انتفاء سنخ حكم است نه انتفاء شخص حكم، نتيجه اين مىشود كه دليل قدماء چيزى را ثابت مىكند كه خارج از نزاع در باب مفهوم است. آنچه در باب مفهوم مورد بحث است انتفاء سنخ وجوبى است كه مولا جعل كرده است در حالى كه دليل قدماء اثبات مىكند كه مجىء زيد در ارتباط با شخص وجوب اكرام مذكور در كلام مولا نقش دارد و اثبات نمىكند كه در ارتباط با كلّى وجوب اكرام نقش داشته باشد. شاهدش اين است كه اگر امروز مولا گفت: «إن جاءك زيد فأكرمه» و فردا دستور ديگرى صادر كرده و گفت: «إن سلّم عليك زيد فأكرمه» هيچگونه تناقضى بين اين دو حكم ملاحظه نمىشود. در وجوب مجعول اوّل، مجىء زيد دخالت داشت و غير مجىء، هيچگونه مدخليتى نداشت