اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥١ - نظريه مرحوم آخوند
كلام است. و گويا مولا به وضوح آن اتكاء كرده است. بههمينجهت نيازى نديده كه آن را به صورت استثناء و امثال آن خارج كند. ٢- گاهى از اوقات مخصّص لبّى به گونهاى است كه در عين اين كه عقل آن را درك مىكند و در ادراك خودش هيچگونه ترديدى ندارد ولى مانند قرينه متصل به كلام نيست و گويا نياز است كه عبد مقدارى فكر و تأمّل كند تا به وجود آن مخصّص پى ببرد. مرحوم آخوند مىفرمايد: بين اين دو قسم از مخصّصات لبّى، فرق وجود دارد. قسم اوّل، همانند مخصّص متّصل است، زيرا اگر ما فرض كرديم كه مولا به اين ادراك عقل تكيه كرده و به جهت شدّت وضوحش نيازى به استثناء و امثال آن نديده است، پس گويا مولا در كلام خودش- به صورت مخصّص متصل- به آن تصريح كرده است و در شبهه مصداقيه مخصّص متصل، تمسك به عام جايز نبود زيرا كلام داراى دو ظهور نبود تا يكى را بر ديگرى مقدّم بداريم بلكه كلام داراى يك ظهور بود، پس در اينجا هم تمسك به عام جايز نخواهد بود. امّا قسم دوّم از مخصّص لبّى اين گونه نيست. در اينجا اگرچه عقل آن را درك كرده ولى وضوحش به گونهاى نيست كه مولا به آن اتكاء كرده و خودش را بىنياز از ذكر آن بداند. مثلًا اگر مولا بگويد: «أكرم كلّ جيراني»، يعنى همه همسايگان مرا اكرام كن، در اينجا عبد با اوّلين برخورد با اين دستور مولا، چيزى به عنوان مخصّص در ذهنش نمىآيد بلكه پس از تأمّل و دقّت فكرش به اينجا منتهى مىشود كه بعضى از همسايگان مولا، دشمن او هستند و اراده جدّى مولا به اكرام دشمنش تعلّق نگرفته است. مرحوم آخوند در مورد اين قسم- كه شبيه مخصّص منفصل است- مىگويد: اين عبد اگر در مورد يكى از همسايگان مولا ترديد كند كه آيا دشمن مولا هست يا نه؟
مىتواند به «أكرم كلّ جيراني» تمسك كند. بلكه چارهاى جز تمسك ندارد. ولى آيا چرا در چنين موردى تمسك به عام لازم است؟ مرحوم آخوند خصوصيت اين مورد را به دو بيان مطرح كرده است: