اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١ - كلام مرحوم آخوند
برخى ديگر نيز علّيت منحصره را از راه اطلاق ادات شرط يا اطلاق جمله شرط استفاده مىكنند نه از راه وضع. تحقيق اين بحث را بزودى ارائه خواهيم كرد. حال ما بايد كلام مرحوم آخوند را بر اساس هريك از مبناى قدماء و متأخرين بررسى كنيم: بنا بر مبناى قدماء، موصوفِ مفهوم، نه عبارت از مدلول است و نه عبارت از دلالت. بلكه مفهوم، يك حكم عقلى است. عقل وقتى قضيّه «إن جاءك زيد فأكرمه» را ملاحظه مىكند و مىبيند كه جاعل اين حكم، مولايى عاقل، مريد، متوجه و ملتفت است، حكم مىكند كه مجىء زيد، در وجوب اكرام دخالت دارد بهگونهاى كه اگر مجىء نباشد، وجوب اكرام هم نيست. بنابراين جمله فوق داراى مفهوم است و اين نه ربطى به دلالت دارد و نه ربطى به مدلول. بلكه خصوصيات موجود در آمر، عقل را به سوى اين معنا هدايت كرده است. لذا روى مبناى متقدّمين وجهى براى مطرح كردن اين مسئله وجود ندارد. امّا بنا بر مبناى متأخرين- مخصوصاً مبناى مرحوم آخوند- اگر ما از طريق وضع وارد شويم و بگوييم: «واضع، ادات شرط را براى دلالت بر علّيت منحصره وضع كرده است» ناچاريم ملتزم شويم كه مفهوم عبارت از يك مدلول التزامى براى قضيّه منطوقيه است. زيرا مدلول التزامى، منحصر به باب مفردات نيست بلكه در باب جمل و قضايا هم جريان دارد. براى روشن شدن اينكه قضايا هم گاهى مدلول التزامى دارند، قبل از اينكه جمله شرطيه را مورد بحث قرار دهيم، فرض مىكنيم مولا در كلام خودش ادات شرط را بكار نبرده باشد بلكه گفته باشد: «العلّة المنحصرة لوجوب إكرام زيد عبارة عن مجيئه».
در اين صورت لازمه علّيت منحصره اين است كه با نبودن آن علّت، معلول هم تحقّق پيدا نكند و اين همان مدلول التزامى براى جمله مذكور است. اگر ادات شرط هم- به حسب وضع واضع- براى عليّت منحصره وضع شده باشند