اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٧٣ - ١- جواب مرحوم حائرى
«ظاهر اين است كه وقتى متكلم «رجل» را به عنوان موضوع قرار داد، تكيهاش روى همين عنوان است، پس مقدّمات حكمت در مورد آن پياده شده و اطلاقْ استفاده مىشود». نتيجه كلام مرحوم حائرى اين شد كه دلالت «أكرم كلّ رجلٍ» بر عموم، هيچ توقّفى بر مقدّمات حكمت ندارد. [١] اين بيان مرحوم حائرى با توضيحى است كه ما نسبت به كلام ايشان مطرح كرديم. اشكال بر كلام مرحوم حائرى: ما قبول داريم كه وقتى مولا عنوانى را موضوع حكم خود قرار مىدهد، ملازم با اين است كه روى آن عنوان تكيه كرده باشد، بههمينجهت در «أكرم كلَّ رجلٍ» خروج مرئه را استفاده مىكرديم، امّا نسبت به مسأله عالم- كه به عنوان قيد براى رجل مطرح است- دو مطلب وجود دارد: ١- كلمه «كلّ» از ابتدا اعلام مىكند كه «من تابع سعه و ضيق مدخول هستم، اگر مدخول، عبارت از «رجل» باشد، دلالت بر استيعاب افراد طبيعت «رجل» دارم و اگر مدخول، عبارت از «رجل عالم» باشد، دلالت بر استيعاب افراد طبيعت «رجل عالم» مىكنم». به عبارت ديگر: كلمه «كلّ» مىگويد: «من براى استيعاب افراد مدخول وضع شدهام، و تعيين مدخول از عهده من خارج است، بايد آن را از راه ديگر بدست آوريد». ٢- در اينجا موضوع براى ما معلوم نيست، زيرا ما نمىدانيم كه آيا «كلّ رجلٍ» به عنوان موضوع براى حكم است يا «كلّ رجلٍ عالمٍ»؟ و ما تنها از راه مقدّمات حكمت مىتوانيم بفهميم كه قيد عالميت در موضوع دخالت ندارد. به بيان ديگر: عنوان عالميت، قابل مقايسه با عنوان «مرئه» نيست، زيرا ما از نفس كلمه «رجل» كه مولا در موضوع حكمش اخذ كرده، خروج «مرئه» را استفاده
[١]- دُرر الفوائد، ج ١، ص ٢١١ و ٢١٢