اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٠٠ - نظريه أوّل قول به عدم تداخل
مرحوم شيخ انصارى مىفرمايد: چيزى كه ما برآن تكيه داريم و روى آن حساس هستيم اين است كه دو فرد از يك ماهيت نمىتوانند در يك فرد جمع شوند. بله، اين كه ماهيتهاى مختلف در كجا مىتوانند جمع شوند و كجا نمىتوانند جمع شوند؟ بايد توسط شارع بيان شود. مثلًا در مورد اغسال، شارع ما را هدايت كرده به اين كه اين عناوين- با وجود اين كه ماهيات مختلفى هستند- ولى قابل جمع مىباشند. به خلاف نماز ظهر و عصر كه قابل جمع نيستند و بايد در ضمن دو وجود تحقّق پيدا كنند. امّا در ارتباط با ماهيت واحد، شارع هم نمىتواند امكان اجتماع را مطرح كند، زيرا اجتماع دو فرد از يك ماهيت در يك فرد، عقلًا محال است و شارع- به عنوان شارع بودن- نمىتواند استحاله آن را برطرف كند. اشكال بر كلام شيخ انصارى رحمه الله: ما به ايشان مىگوييم: اين كه «دو فرد از يك ماهيت نمىتوانند در يك فرد جمع شوند» قابل قبول است ولى سؤال اين است كه آيا شما در اينجا اين دو قضيه شرطيه را چگونه معنا مىكنيد؟ ظاهر تشبيهى كه شما در اينجا مطرح كرده و ما نحن فيه را به دو فرد از يك ماهيت تشبيه مىكنيد، اين است كه شما در «إذا بلت فتوضّأ» و «إذا نمت فتوضأ» متعلّق وجوب را عبارت از فرد دانستهايد. يعنى «فتوضّأ» در جمله اوّل، به معناى «يجب فرد من الوضوء» و در جمله دوّم نيز به معناى «يجب فرد آخر من الوضوء» است. سپس مىگوييد: «دو فرد از يك ماهيت نمىتوانند در يك وجود جمع شوند». در اين صورت به مرحوم شيخ انصارى مىگوييم: اوّلًا: اين مطلب با مبناى شما مخالف است، زيرا شما در بحث «آيا اوامر و نواهى به طبايع تعلّق دارد يا به افراد؟» عقيده داشتيد كه اوامر و نواهى به طبايع تعلّق دارند.
پس چرا در اينجا افراد را مطرح مىكنيد؟