برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٥٢٠ - يادداشتها
فرق قياس اقترانى شرطى با قياس اقترانى حملى اين است كه قياس اقترانى شرطى، برخلاف قياس اقترانى حملى، از دو قصفيهى حملى تشكيل نمىشود؛ بلكه ممكن است هر دو مقدمه، يا يكى از مقدّمات آن، شرطى باشد. به همين جهت قياس اقترانى شرطى را چنين تعريف كردهاند: «قياس اقترانى شرطى قياسى است كه هر دو، يا يكى از مقدّمات آن، شرطى باشد.»
(٦٥) - يعنى حد اوسط و حد اكبر نسبت به هم تقدّم بالطبع نداشته باشند، يعنى بينشان نه از نظر وجود و نه از نظر ماهيت رابطهى علّت و معلولى وجود نداشته باشد.
(٦٦) - در سه پاراگراف اخير ابن سينا برهانهاى لم، انّ مطلق و دليل را تعريف كرده و براى هريك از آنها مثالهايى مىزند. لازم است در اين مورد به نكاتى چند توجه شود:
الف) در هر برهانى حد اوسط علّت تصديق نتيجه است و منظور از نتيجه ثبوت حدّ اكبر براى حدّ اصغر است. بنابراين حدّ اوسط همواره علّت علم به نتيجه است؛ و هيچ برهانى از آن جهت كه برهان است فاقد اين خصلت نيست.
ب) گاهى حدّ اوسط علاوه بر اينكه علت تصديق نتيجه است، در نفس الامر هم علّت ثبوت حدّ اكبر براى حدّ اصغر است؛ به عبارت ديگر حدّ اوسط هم علت علم و تصديق به نتيجه است و هم علت وجود نتيجه در نفس الامر. اگر در برهانى حدّ اوسط اين هر دو نقش را داشته باشد، آن برهان را «برهان لم» مىنامند.
ج) گاهى حدّ اوسط، هرچند علّت تصديق به نتيجه است، با اينحال معلول نتيجه، يعنى: معلول ثبوت الاكبر للاصغر است- درست برعكس برهان لم. به عبارت ديگر، حد اوسط كه علت تصديق نتيجه است، در نفس الامر از نظر وجود معلول نتيجه، يا ثبوت الاكبر للاصغر است. چنين برهانى «دليل» ناميده مىشود.
د) گاهى حدّ اوسط، هرچند علّت تصديق نتيجه است با اينحال، نه علّت نفس الامرى نتيجه و نه معلول نفس الامرى نتيجه است، يعنى: بين نتيجه- ثبوت الاكبر للاصغر- و حدّ اوسط، از نظر وجود و نفس الامر، رابطهى عليّت و معلوليّتى وجود ندارد بلكه، هر دو، مىتوانند معلول علت ثالثى باشند، و ما در برهان از احد المعلولين به معلول ديگر پى ببريم. اين نوع برهان را «برهان انّ مطلق» مىنامند.
مثالهاى هر سه نوع برهان در متن كتاب آشكار است. ابن سينا در اين مثالها گاهى از ذكر نتيجه خوددارى كرده است.
(٦٧) - مقصود از «مطلوب»، نتيجه- يعنى: ثبوت الاكبر للاصفر است.
(٦٨) - يعنى: وجود فى نفسهى تب نوبه؛ مقصود از «بهطور مطلق» مفاد هل بسيط است.
(٦٩) - ابن سينا در اين پاراگراف نكتهى بسيار مهمّى را مطرح كرده است كه درك كامل برهان لم و عليّت موجود در آن منوط به فهميدن دقيقه اين نكته است؛ اين مساله آنچنان ظريف است كه حتّى برخى از بزرگان انديشه در دريافت آن و تعيين مصاديق آن در قلمرو معرفت انسانى- و بهويژه در حوزهى ربوبيات و الهيات به معنى اخصّ- دچار اضطراب شدهاند!
و را به نحوى كه معلول باشد فرض مىكنيم، لازم نيست هرگاه اين دو در برهانى واقع شوند به نحوى كه- كه معلول است- نتيجه باشد و- كه علّت است- حد اوسط باشد، آن برهان الزاما و