برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٦١٤ - يادداشتها
اخصّ است، حتّى اگر «حدّ» حدّ اصغر باشد، باز براى شناخت ما از نتيجه (- ثبوت حدّ اكبر بر حدّ اصغر) سودمند نخواهد بود. اين است مطالبى كه ابن سينا مىگويد «در جواب آنها همان مطالبى را مىگوئيم كه در جواب ديگران گفتهايم».
(٥٤٤) - اگر حدود وسطى همواره «حدود» اشياء بودند، در اين صورت با دانستن «حدّ» يك چيز، و هر چيز، به ماهيّت واقعى آن چيز پى مىبرديم.
(٥٤٥) - يعنى براى اثبات حدّ اكبر بر حدّ اصغر در يك برهان، لازم است بر تعريف و حد حدّ اكبر به صورت بالقوه يا بالفعل قبلا آگاهى داشته باشيم.
(٥٤٦) - منظور از «حمل محدود»، در اينجا، ثبوت حدّ اكبر بر حدّ اصغر است؛ و منظور از «محدود» حدّ اكبر است.
(٥٤٧) - منظور اين است كه اگر قانون استدلال برهانى اين بود كه:
(١) ثبوت «حدّ» حد اكبر بر حدّ اصغر ظاهر باشد، و
(٢) ثبوت خود حدّ اكبر بر حدّ اصغر خفى، و بنابراين مطلوب باشد، و
(٣) «حدّ» حدّ اكبر، حدّ اوسط باشد،
در اين صورت، اصلا ندرت مىشد برهان اقامه كرد، زيرا چنين چيزى بهندرت اتّفاق مىافتد.
(٥٤٨) - منظور «محمول اعم»، در اينجا، حدّ اكبر است. سخن ابن سينا اين است كه چگونه امكان دارد كه برهانى داشته باشيم كه (١) حدّ اوسط آن از حدّ اكبر آن اخصّ باشد و (٢) در عين حال اين حدّ اوسط اخص، «حدّ» حد اكبر نيز باشد. زيرا امر اخصّ نمىتواند معرّف امر اعمّ از خود باشد.
(٥٤٩) - بحث از «لم هو» به وجهى بحث از «ما هو» است؛ (- يادداشت شمارهى ٥٣٦ و متن مربوط به آن).
(٥٥٠) - از آنجا كه «حدّ» از ذاتيات مقوّم تشكيل مىشود، و از آنجا كه ذاتيات مقوّم در تمام افراد يك نوع يكساناند، پس هر قضيّهاى كه شامل حدّ باشد با سور كلّى منعقد مىشود. نيز- يادداشت شمارهى ٥٧٣ و متن مربوط به آن.
(٥٥١) - منظور از موضوع، حدّ اصغر، و منظور از محمول، حدّ اكبر است.
(٥٥٢) - زيرا اگر همه چيز برهانپذير بودند، و هيچ چيز بديهى و خودبهخود بيّن وجود نداشت، تمام براهين بر همديگر متوقّف بودند و تسلسل پيش مىآمد؛ و در اين صورت هيچ برهانى در واقع برهان نبود.
(٥٥٣) - يعنى اجزاء حدّ با همديگر تأليف مىشوند ولى بر همديگر حمل نمىشوند، امّا اجزا برهان بر همديگر حمل مىشوند و با همديگر تأليف نمىشوند.
(٥٥٤) - در اين فصل، ابن سينا به تبع ارسطو (- انولوطيقا الاواخر، فصلهاى ٤ و ٥ از مقالهى دوّم) دو مسالهى مهم دربارهى «حدّ» مطرح مىكند:
(١) حدّ با برهان كسب نمىشود، زيرا هر برهان حدّ اوسط لازم دارد، و محال است حدّ اوسط، حدّ يا اسم، يا فصل و يا خاصّه باشد. اين مطلب در فصل ٤ از مقالهى دوّم انولوطيقا الاواخر طرح شده است.
(٢) حدّ با تقسيم كسب نمىشود؛ مأخوذ از فصل ٥ از مقالهى دوّم انولوطيقا الاواخر.
(٥٥٥) - حدّ بايد بر محدود منعكس و با آن مساوى باشد، زيرا حدّ از ذاتيات مقوّم محدود تشكيل مىشود، و حاقّ ماهيّت محدود را بيان مىكند. اگر حدّ با قياس كسب شود، بايد در اين قياس، حدّ اصغر، محدود