برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٥٧٨ - يادداشتها
نوع شكل اوّل واقع شونند- زيرا «ج» در هر دو آنها محمول است- و از سوى ديگر، چون هر اين دو قضيه موجبه است بنابراين نمىتوانند به عنوان مقدّمات استدلالى از نوع شكل دوّم به كار گرفته شوند.
اگر بخواهيم قضاياى (١) و (٢) را به عنوان مقدّمهى يك استدلال به كار بريم بايد يكى از آن دو را سلب كنيم- ابو على سينا خاطر نشان مىكند كه در اينجا فرق نمىكند كدام يك از آن دو را سلب كنيم- در اين صورت آن قضيه كاذب خواهد بود، زيرا وقتى موجبه بود، صادق بود. حال فرض مىكنيم (١) را سلب كنيم و (٢) را عينا به كار ببريم، داريم:
(١) هيچ «ب» «ج» نيست، و (كاذب)
(٢) هر «الف» «ج» است؛ (صادق)
(٣) هيچ «ب» «الف» نيست. (كاذب)
قضاياى (١) و (٣) كاذباند، زيرا طبق فرض (١) و (٣) صادق هستند. (اين قياس، ضرب دوّم از شكل دوّم است.)
اينك فرض مىكنيم (٢) را سلب كنيم و (١) را عينا به كار ببريم، داريم:
(١) هر «ب» «ج» است، و (صادق)
(٢) هيچ «الف» «ج» است؛ (كاذب)
(٣) هيچ «ب» «ج» نيست. (كاذب)
در اين قياس، كه ضرب اول از شكل دوّم است، (٢) و (٣) كاذباند، زيرا (٢) و (٣) صادق فرض شده بودند.
پس از ضرب اوّل و دوّم از شكل اوّل فقط زمانى امكان دارد كه نتيجهى غلط اخذ شود كه يك مقدمه، كاذب باشد.- يادداشت شمارهى ٣٧٨ پيش از اين.
(٣٨٧) - در اين پاراگراف بحث بر سر اين است كه اگر در شكل دوّم كذب هر دو مقدمه جزئى باشد، نتيجه كاذب خواهد بود- در حالىكه پيش از اين (- متن مربوط به يادداشت شمارهى ٣٧٨، پيش از اين) دربارهى كاذب كلّى هر دو مقدمه بحث كرده بود- مانند:
فرضها: (١) بعضى الف ج است، صادق
(٢) بعضى ب ج است، صادق
(٣) هر ب الف است، صادق
با توجه به اين فرضها دو قياس زير نتيجهى كاذب توليد خواهند كرد:
قياس اول:
هر الف ج است، و كاذب
هيچ ب ج نيست؛ كاذب
هيچ الف ب نيست. كاذب
صغراى اين قياس به خاطر فرض (١) و صدق آن، و كبراى آن به خاطر فرض (٢) و صدق آن، و نتيجهى اين قياس به خاطر فرض (٣) و صدق آن، كاذباند.
قياس دوّم: