برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٥٦١ - يادداشتها
هر عدد فرد ذو كمّ است/ هر عدد ذو كمّ، عدد ذو كمّ محدود يا نامحدود است- بنابراين، هر عدد فرد عبارت از عدد ذو كمّ محدود يا نامحدود است.
يا،
هر عدد زوج ذو كمّ است/ هر عدد ذو كمّ، عدد ذو كمّ محدود يا نامحدود است- بنابراين، هر عدد زوج عبارت از عدد ذو كمّ محدود يا نامحدود است.
روشن است كه اين دو استدلال از نظر حد اكبر مشتركاند، امّا نتيجهى متقابل دارند، و چنين استدلالى البته در شأن علوم رياضى نيست بلكه شأن شخص جدلى است. بنابراين، به نظر مىرسد كه نظر ارسطو در فقرهى نقل شده، ناظر بر كيفيّت رشد استدلالهاى جدلى است نه استدلالهاى برهانى، و اين با تفسير دوّم ابن سينا سازگار است. علاوه بر آن، اخذ فرضهاى جديد و اضافى كار جدلى است، كه ارسطو در صدر فقرهى مذكور به آن اشاره مىكند. از سوى ديگر، فقرهى مذكور پاراگراف آخر فصل ١٢ از مقالهى اول «برهان» ارسطو را تشكيل مىدهد كه ارسطو از اواسط اين فصل درصدد نفى وجود غلطهاى حاصل از كيفيت هيئت تأليف قياس در استدلالهاى رياضى است؛ اين نشان مىدهد كه ارسطو در اين فقره يكى ديگر از وجوه رخ دادن غلط ناشى از هيئت تأليف در جدل را بيان مىكند، و درصدد بيان فرق استدلالهاى رياضى با استدلالهاى جدلى از اين جهت است.
البته ابن سينا، خود، در آخرين پاراگراف اين فصل (- بند ٤٠٦) تلويحا جواز عدول از تفسير دوّم خود را- كه به نظر ما تنها تفسير درست است- به دست مىدهد، كه به نظر مىرسد استدلال وى در اين خصوص قانعكننده نباشد.
(٣١٩) - اين فصل از برهان شفاء، در واقع دنبالهى بحثهاى مطرحشده در فصل نهم از مقالهى دوّم برهان شفاء است، و به موازات مطالب مطرح شده در فصل ١٣ از مقالهى اوّل برهان (تحليلات ثانوى) ارسطو نوشته شده است. در اين فصل، ابن سينا، جاىجاى به شرح عقايد ارسطو پرداخته و در آراء مفسّران وى به ديدهى نقد نگريسته است. محور اصلى بحث در اين فصل را، اختلاف برهان لمّ و برهان انّ، و روشهاى مختلف اقامهى براهين لمّ و انّ در دو علم- كه به نحوى باهم ارتباط دارند- تشكيل مىدهد.
(٣٢٠) - قياس و برهانى كه علّت قريب مطلوب را اعطا مىكند، برهان لمّ؛ و قياس و برهانى كه علت بعيد مطلوب را اعطا مىكند برهان انّ است.
(٣٢١) - اگر امرى، معلولى، علت واحد داشته باشد مىگويند اين معلول بر آن علت قابل انعكاس است؛ ولى اگر، امرى چند علت داشته باشد، در اين صورت آن امر بر هيچ يك از آن علّتها، به تنهايى، قابل انعكاس نخواهد بود. مثلا، گرم بودن اتاق در يك روز سرد زمستان علّتهاى مختلف، مانند: كار كردن شوفاژ، روشن بودن بخارى و مانند آن، مىتواند داشته باشد؛ بنابراين گرم شدن اتاق هرچند مىتواند معلول روشن بودن بخارى باشد، با اينحال، نمىتوان گفت گرم شدن اتاق بر روشن بودن بخارى قابل انعكاس است.
(٣٢٢) - بين هاله داشتن ابر، و ريزش باران از آن ابر رابطهى عليّت نيست؛ اين دو لازم و ملزوم هماند. هاله داشتن ابر علامت ريزش باران از آن ابر است. بهزودى ان شاء الله دربارهى علامت و قياس علامت توضيح خواهيم داد:- يادداشت ٣٢٤ پس از اين.