برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٢٤٧ - فصل دهم دربارهى مبادى و انواع آن
آنچه كه با مبدأ بيان مىشود خود، مبدأ خواهد بود، و علم به آن از علمى كه گفته مىشود آن مبدأ اين است سزاوارتر خواهد بود. بنابراين بعضى از مبادى علوم خودبهخود بيّن هستند، و بعضى ديگر محتاج اثباتاند. و هر دو قسم، محال است در علومى اثبات شوند كه مبادى اول دارند.
(٣٥٢) أما البينات بأنفسها، فلا يمكن بيانها فى ذلك العلم و لا فى علم آخر. و أما ما ليس بينا بنفسه فإنما يمكن بيانه فى علم آخر، و خصوصا فى علم أعلى. و مبادئ العلم الأعم الذى سائر العلوم تحته جلّها بينة بنفسها، و بعضها مأخوذة من علوم جزئية تحتها على ما قلنا، و ذلك قليل.
(٣٥٢) مبادىاى كه خودبهخود بيّن هستند امكان ندارد كه در آن علم با علم ديگرى اثبات شوند. امّا آن دسته از مبادى كه خودبهخود بيّن نيستند ممكن است در علم ديگرى- و بهويژه در علم اعلى- اثبات شوند. و مبادى علم اعلى، كه علوم ديگر تحت آن قرار دارند- اكثرشان خودبهخود بين هستند و بعضى از آنها از علوم جزئى كه تحت آن علم اعلى واقعاند، به وجهى كه قبلا گفتيم اخذ مىشوند و تعداد اين نوع مبادى ناچيز است.
(٣٥٣) و أما موضوع الصناعة فقد يجب أن يصدّق به و أن يتصور جميعا؛ فما كان منه ظاهر الوجود خفى الحدّ مثل الجسم الطبيعى لم يوضع وجوده فى العلم، بل اشتغل بأن يوضع حده فقط. و ما كان خفى الوجود و الحد معا مثل العدد و الواحد و النقطة، فإنهم يضعون وجوده أيضا. و وضع وجوده هو من جملة مبادئ الصناعة التى تسمى أصولا موضوعة، لأنه مقدمة مشكوك فيها، مبنى عليها الصناعة. و إن كانت ظاهرة الأمرين جميعا كان تكلف وضع الأمرين فضلا.
(٣٥٣) امّا موضوع علم، گاهى هم به تصديق، و هم به تصوّر احتياج دارد؛ و آنچه وجودش ظاهر است امّا حدش پنهان است، مانند جسم طبيعى، ٢٩٣ وجودش در علم وضع نمىشود، بلكه فقط حد آن وضع مىگردد. و آنچه كه وجود و حدّ آن، هر دو پنهان است مانند عدد و واحد و نقطه، بايد علاوه بر وضع حد، وجودش نيز وضع گردد، و وضع وجود آن از جملهى آن مبادى علم است كه اصول موضوع ناميده مىشوند زيرا كه آن مقدمهاى است مورد ترديد كه علم بر آن بنا مىشود. و اگر وجود و حد موضوع يك علم، هر دو، واضح باشند، در