برهان شفا - ابن سينا - الصفحة ٢٠٨ - فصل هفتم در اختلاف علوم و اشتراك آنها به طور مفصل
فصول ذاتية ثم طلبت عوارضه الذاتية من جهة ما صار نوعا، فلا يختص النظر بشىء منه دون شىء و حال دون حال، بل يتناول جميعه مطلقا: و ذلك مثل المخروطات للهندسة.
فيكون العلم بالموضوع الأخص جزءا من العلم الذى ينظر فى الموضوع الأعم. و إما أن يكون نظره فى الأخص، و إن كان قد صار أخص بفصل مقوم، فليس من جهة ذلك الفصل المقوم و ما يعرض له من جهة نوعيته مطلقا، بل من جهة بعض عوارض تتبع ذلك الفصل و لواحقه، مثل نظر الطبيب فى بدن الإنسان: فإن ذلك من جهة ما يصح و يمرض فقط. و هذا يفرد العلم بالأخص عن العلم بالأعم و يجعله علما تحته. كما أن الطب ليس جزءا من العلم الطبيعى. بل علم موضوع تحته.
(٢٧٧) و سبب اين تقسيم اين است كه اخص يا به سبب فصول ذاتى، اخص مىگردد و سپس عوارض ذاتى آن در جهت نوع بودنش طلب مىگردد، كه در اين صورت بحث به چيزى از آن بدون چيز ديگر يا حالى از آن بدون حال ديگر اختصاص پيدا نمىكند، بلكه بطور مطلق تمام اين حالات را دربر مىگيرد: مثل مخروطات براى هندسه. در اين صورت علم به موضوع اخص، جزئى از علمى است كه موضوع اعم را مدّنظر دارد. و يا اينكه مدّنظر قرار دادن اخص، هرچند اخص توسط فصل مقوّم اخص شده باشد، از جهت اين فصل مقوّم و آنچه از جهت نوعيت آن بر آن عارض مىشود نيست، بلكه از جهت عوارضى است كه بعد از اين فصل و لو احق بر آن عارض مىشوند، مانند نظر طبيب در بدن انسان، كه صرفا از جهت صحت و مرض انجام مىشود. و اين قسم، علم به اخص را از علم به اعم منفرد مىكند و آن را تحت علم به اعم قرار مىدهد. همانطور كه طب جزئى از علم طبيعى نيست، بلكه علم به موضوعى است كه تحت علم طبيعى قرار مىگيرد.
(٢٧٨) و إما أن يكون الشىء الذى صار به أخص ليس يجعله نوعا بل يفرده صنفا، و يعارض فينظر فيه من جهة ما صار به أخص و صنفا، ليبحث أىّ عوارض ذاتية تلزمه. و هذا أيضا يفرد العلم بالأخص عن العلم بالأعم و يجعله علما تحته.
(٢٧٨) و امّا اگر آنچه موضوع علم را اخص مىكند، آن را نوعى از علم اعم نگرداند، بلكه صنفى منفرد قرار دهد، در اين صورت در اين صنف از جهت آنچه كه آن را اخص و صنف گردانده نظر مىشود تا بحث شود كه كدام عوارض ذاتى لازمهى آن است؛ اين وجه هم علم به اخص را از علم به اعم منفرد ساخته و تحت علم به اعم قرار مىدهد.