تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٠
المنثور» از «سعد بن وقاص» چنين نقل شده: اين آيه درباره من نازل گرديد، مردى از انصار غذائى تهيه كرده بود، و ما را دعوت كرد، جمعى در مجلس ميهمانى او شركت كردند، و علاوه بر صرف غذا شراب نوشيدند و اين، قبل از تحريم شراب در اسلام بود، هنگامى كه مغز آنها از شراب گرم شد، شروع به ذكر افتخارات خود كردند، كم كم كار بالا گرفت و به اينجا رسيد كه يكى از آنها استخوان شترى را برداشت، بر بينى من كوبيد و آن را شكافت، من خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده، اين جريان را عرض كردم، در اين موقع آيه فوق نازل شد. «١»
از «مسند احمد»، «سنن ابىداود»، «نسائى» و «ترمذى» چنين نقل شده است: «عمر»- كه طبق تصريح تفسير «فى ظلال»، جلد سوم، صفحه ٣٣- علاقه شديدى به نوشيدن شراب داشت، دعا مىكرد، و مىگفت: خدايا بيان روشنى در مورد خمر براى ما بفرما.
هنگامى كه آيه سوره «بقره» «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ» «٢»
نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله آيه را براى او قرائت كرد ولى او باز به دعاى خود ادامه مىداد، و مىگفت:
خدايا بيان روشنترى در اين زمينه بفرما، تا اين كه آيه «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى» «٣»
نازل شد، پيامبر صلى الله عليه و آله آن را نيز بر او خواند، باز به دعاى خود ادامه مىداد! تا اين كه: سوره «مائده» (آيه مورد بحث) كه صراحت فوقالعادهاى در اين موضوع دارد، نازل گرديد.