تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٠
ج- موجودى كه داراى حركت است، حتماً موجود حادثى خواهد بود؛ زيرا همان طور كه مشروحاً در فلسفه اثبات شده است، حركت همه جا دليل بر حدوث است؛ زيرا حركت، خود، يك نوع وجود حادث است و چيزى كه در معرض حوادث است يعنى داراى حركت است نمىتواند يك وجود ازلى و ابدى بوده باشد (دقت كنيد).
***
٣- منظور از «كَذلِكَ» چيست؟
در نخستين آيه مورد بحث كلمه كَذلِكَ: «اين چنين ...» جلب توجه مىكند، و مفهوم آن اين است: همان طور كه زيانهاى بتپرستى را براى عقل و خرد ابراهيم عليه السلام روشن ساختيم، حكومت و مالكيت خدا را بر آسمان و زمين نيز به او نشان داديم.
بعضى از مفسران گفتهاند: معنى آن اين است: همان طور كه آثار قدرت و حكومت خود را بر آسمانها به تو نشان داديم به ابراهيم عليه السلام نيز نشان داديم تا به وسيله آنها با خدا آشناتر شود.
***
٤- توضيح واژه «جنّ»
«جنّ» از ماده «جَنّ» (بر وزن فنّ) به معنى پوشانيدن چيزى است و در آيه مورد بحث، معنى جمله اين است: هنگامى كه شب، چهره موجودات را از ابراهيم عليه السلام پوشانيد ... و اين كه: به ديوانه مجنون گفته مىشود به خاطر اين است كه: گويا پردهاى بر عقل او كشيده شده است.
اطلاق جِنّ بر موجود ناپيدا نيز به همين ملاحظه است.
جنين نيز به خاطر پوشيده بودن در درون رحم مادر است.