تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٧
***
سرانجام در آخرين آيه به نتيجه نهائى وضع مشركان اشاره كرده، مىفرمايد:
«و به اين ترتيب جمعيت ستمكاران ريشهكن شدند و نسل ديگرى از آنها به پا نخاست» «فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذينَ ظَلَمُوا».
«دابِر» در اصل، به معنى دنباله و آخر چيزى است.
و از آنجا كه خداوند در به كار گرفتن عوامل تربيت در مورد آنها هيچ گونه كوتاهى نكرده در پايان آيه مىفرمايد: «ستايش و حمد مخصوص خداوندى است كه پروردگار و مربى همه جهانيان است» «وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ».
***
نكتهها:
١- بيدارىهاى زودگذر و دوامدار
گاهى تصوّر مىشود: ميان اين آيات، و آيات گذشته منافاتى وجود دارد؛ زيرا در آيات گذشته، تصريح شده بود كه مشركان به هنگام هجوم مشكلات متوجه خدا مىشوند، و غير او را فراموش مىكنند، ولى در اين آيات مىگويد:
حتى به هنگام هجوم مشكلات نيز بيدار نمىگردند.
توجه به يك نكته، اين منافات ظاهرى را برطرف مىسازد و آن اين كه:
بيدارىهاى موقت و زودگذر به هنگام بروز شدائد، بيدارى محسوب نمىگردند؛ زيرا به زودى به حالت نخستين باز مىگردد.
در آيات گذشته چون منظور بيان توحيد فطرى بود، براى اثبات آن، همان بيدارىها و توجههاى زودگذر و فراموش كردن غير خدا ولو در لحظه حادثه،