تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٦
همچنين مردم در همكارىهاى خود نياز به خوشبينى دارند و براى حفظ اين سرمايه بزرگ، صلاح اين است كه از تمام جزئيات حال يكديگر با خبر نباشند؛ زيرا بالاخره هر كس نقطه ضعفى دارد، و فاش شدن تمام نقطههاى ضعف، همكارىهاى افراد را با اشكال مواجه مىكند، مثلًا ممكن است يك فرد با شخصيت و مؤثر، تصادفاً در يك خانواده پست و پائين متولد شده باشد، اگر سابقه او فاش شود، ممكن است آثار وجودى او در جامعه متزلزل گردد.
در اين گونه موارد به هيچ وجه نبايد افراد، اصرارى داشته باشند و به جستجو برخيزند.
و يا اين كه: بسيارى از نقشهها و طرحهاى مبارزات اجتماعى بايد تا هنگام عمل مكتوم باشد و اصرار در افشاى آنها ضربهاى بر موفقيت و پيروزى اجتماع است.
اينها و امثال آن، مواردى است كه سؤال كردن در آن صحيح نيست و رهبران تا در فشار زياد قرار نگيرند، نبايد آنها را پاسخ گويند.
قرآن در آيه فوق به اين موضوع اشاره كرده، صريحاً مىفرمايد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از امورى كه افشاى آنها باعث ناراحتى و دردسر شما مىشود پرسش نكنيد»! «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ».
ولى از آنجا كه سؤالات پى در پى از ناحيه افراد، و پاسخ نگفتن به آنها ممكن است موجب شك و ترديد براى ديگران گردد، و مفاسد بيشترى به بار آورد اضافه مىكند: «اگر به هنگام نزول قرآن در اين گونه موارد زياد اصرار كنيد بر شما افشاء مىشود» اما به زحمت خواهيد افتاد «وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ».
و اين كه افشا كردن اينها را به زمان نزول قرآن اختصاص مىدهد، به خاطر