تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٩
كوچكند و نر و ماده و تازه و كهنه آنها نيز شناخته نمىشود.
هنگامى كه اين گونه موضوعات را مشاهده مىكنيم ...
و آنچه در اقيانوسها و درون پوست درختان و بيابانها و صحراها وجود دارد به نظر مىآوريم ...
و اين كه موجوداتى هستند كه هرگز چشم ما آنها را نمىبيند، و با دست خود نيز نمىتوانيم آنها را لمس كنيم.
از همه اينها مىفهميم كه آفريننده آنها، لطيف است». «١»
حديث فوق، كه اشاره به ميكروبها و حيوانات ذرهبينى است و قرنها قبل از تولد «پاستور» بيان شده، تفسير لطيف را روشن مىسازد.
اين احتمال نيز در تفسير اين كلمه وجود دارد كه منظور از لطيف بودن خداوند آن است كه ذات پاك او چنان است كه هرگز با احساس كسى درك نمىشود.
بنابراين، او لطيف است؛ زيرا هيچ كس از ذات او آگاه نيست، و خبير است چون از همه چيز آگاه است.
اين معنى، نيز در بعضى از روايات اهل بيت عليهم السلام به آن اشاره شده است «٢» و بايد توجه داشت كه: هيچ مانعى ندارد كه هر دو معنى از اين كلمه اراده شده باشد.
***