تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٢
پيوستگى است) كشتن چنان گوسفندى را نيز حرام مىدانستند.
٤- «حام»، اسم فاعل از ماده «حمايت» به معنى حمايتكننده، به حيوان نرى مىگفتند كه: از وجود آن براى تلقيح حيوانات ماده استفاده مىشد، هنگامى كه ده بار از آن براى تلقيح استفاده مىكردند، و هر بار فرزندى از نطفه آن به وجود مىآمد، مىگفتند: اين حيوان پشت خود را حمايت كرده يعنى كسى حق سوار شدن بر آن را ندارد (يكى از معانى «حمى»، نگاهدارى و جلوگيرى و ممنوعيت است).
در معنى عناوين چهارگانه بالا، در ميان مفسران و در احاديث احتمالات ديگرى نيز ديده مىشود، اما قدر مشترك همه آنها، آن است كه: منظور حيواناتى بوده كه خدمات فراوان و مكرّرى به صاحبان خود از طريق «انتاج» مىكردند، و آنها هم در مقابل، يك نوع احترام و آزادى براى اين حيوانات قائل مىشدند.
درست است كه در تمام اين موارد، جلوههائى از روح شكرگزارى و قدردانى حتى در برابر خدمت حيوانات به چشم مىخورد، و از اين نظر، عمل آنها قابل تقديس بوده.
ولى از آنجا كه اجراى چنين احترامى در مورد اين حيوانات علاوه بر اين كه با عدم درك آنها مفهومى پيدا نمىكرد، يك نوع اتلاف مال، از بين بردن نعمتهاى الهى و معطل ساختن آنها محسوب مىشد و از همه گذشته اين حيوانات به خاطر اين احترام، گرفتار زجرها و شكنجههاى جانكاهى مىشدند؛ زيرا عملًا كمتر كسى حاضر مىشد، غذاى درستى به آنها بدهد و از آنها مراقبت و نگاهدارى كند.
و با توجه به اين كه: اين حيوانات معمولًا داراى سن زيادى بودند، به حالت دردناكى در ميان انبوهى از محروميتها به سر مىبردند تا بميرند، روى اين