تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦
در آخرت مفيد واقع مىشود، و گر نه صدق و راستى در آخرت كه محل تكليف نيست فايدهاى نخواهد داشت.
به علاوه اوضاع آن روز چنان است كه: هيچ كس نمىتواند جز راست بگويد، و حتى گناهكاران و خطاكاران، همگى به اعمال بد خويش اعتراف مىكنند و به اين ترتيب، در آن روز دروغگوئى وجود ندارد.
بنابراين، آنها كه مسئوليت و رسالت خود را انجام دادند و جز راه صدق و درستى نپيمودند، مانند: مسيح عليه السلام و پيروان راستين او، يا پيروان راستين ساير پيامبران كه در اين دنيا از در صدق وارد شدند، از كار خود بهره كافى خواهند برد.
ضمناً از اين جمله، اجمالًا استفاده مىشود كه: تمام نيكىها را مىتوان در عنوان صدق و راستى خلاصه كرد.
صدق و راستى در گفتار.
صدق و راستى در عمل، و در روز رستاخيز تنها سرمايه صدق و راستى است كه به كار مىآيد، نه غير آن.
پس از آن پاداش صادقان را چنين بيان مىكند: «براى آنها باغهائى از بهشت است كه از زير درختان آن، نهرها جارى است، و جاودانه در آن خواهند ماند» «لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً».
و از اين نعمت مادى مهمتر اين است كه: «هم خداوند از آنها راضى است و هم آنها از خداوند راضى و خشنودند» «رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ».
و شك نيست كه: «اين موهبت بزرگ كه جامع ميان موهبت مادى و معنوى است رستگارى بزرگ محسوب مىشود» «ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ».
قابل توجه اين كه: در اين آيه، پس از ذكر باغهاى بهشت، با آن همه نعمتهايش، نعمت خشنودى خداوند از بندگان و بندگان از خداوند را ذكر