تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٩
جمعى از يارانش كه پيروان معاويه را در ايام جنگ صفين دشنام مىدادند مىفرمايد: إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ وَ لكِنَّكُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمالَهُمْ وَ ذَكَرْتُمْ حالَهُمْ كانَ أَصْوَبَ فِي الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِي الْعُذْرِ:
«من خوش ندارم كه شما فحاش باشيد، اگر شما به جاى دشنام، اعمال آنها را برشمريد و حالات آنها را متذكر شويد (و روى اعمالشان تجزيه و تحليل نمائيد) به حق و راستى نزديكتر است و براى اتمام حجت بهتر». «١»
***
٣- چگونه ممكن است بتپرستان نسبت به خدا بدگوئى كنند؟
گاهى ايراد مىشود: چگونه ممكن است بتپرستان نسبت به خدا بدگوئى كنند در حالى كه آنها غالباً اعتقاد به «اللّه» (خدا) داشتند و بت را شفيع بر درگاه او مىدانستند؟
پاسخ اين است: اگر ما در وضع عوام لجوج و متعصب دقت كنيم خواهيم ديد، اين موضوع چندان تعجب ندارد، اين گونه افراد هنگامى كه ناراحت شوند، سعى دارند طرف را به هر قيمتى كه شده است ناراحت كنند، حتى اگر از طريق بدگوئى به معتقدات مشترك طرفين باشد.
«آلوسى» دانشمند معروف سنى، در تفسير «روح المعانى» نقل مىكند:
بعضى از عوام جاهل هنگامى كه مشاهده كرد بعضى از شيعيان، شيخين را سبّ مىكند، ناراحت شد و شروع به اهانت به مقام على عليه السلام كرد.
هنگامى كه از او سؤال كردند: چرا به على عليه السلام كه مورد احترام تو است اهانت مىكنى؟
گفت: من مىخواستم شيعهها را ناراحت كنم؛ زيرا هيچ چيز را