تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٥
خشم خدايان و بتها كردند، و او را از مخالفت آنان بيم دادند؛ زيرا در دنباله آيه از زبان ابراهيم عليه السلام چنين مىخوانيم: «من هرگز از بتهاى شما و چيزهائى كه شريك خدا قرار دادهايد نمىترسم؛ زيرا آنها قدرتى ندارند كه به كسى زيان برسانند» «وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ».
هيچ كس و هيچ چيز نمىتواند به من زيانى برساند «مگر اين كه خدا بخواهد» «إِلَّا أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً». «١»
گويا ابراهيم عليه السلام مىخواهد با اين جمله يك پيشگيرى احتمالى كند و بگويد:
اگر در گيرودار اين مبارزهها فرضاً حادثهاى هم براى من پيش بيايد هيچ گونه ارتباطى به بتها ندارد، بلكه مربوط به خواست پروردگار است؛ چرا كه بت بىشعور و بىجان، مالك سود و زيان خود نيست، چه رسد به اين كه مالك سود و زيان ديگرى باشد.
پس از آن مىگويد: «علم و دانش پروردگار من آن چنان گسترده و وسيع است كه همه چيز را در بر مىگيرد» «وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً».
اين جمله در حقيقت دليلى براى جمله سابق است و آن اين كه: بتها هرگز نمىتوانند منشأ سود و زيانى باشند؛ زيرا هيچ گونه علم و آگاهى ندارند و نخستين شرط براى رسانيدن سود و زيان، علم و شعور و آگاهى است، تنها خدائى كه علم و دانشش همه چيز را احاطه كرده است مىتواند منشأ سود و زيان باشد، پس چرا از خشم غير او بترسم؟
و سرانجام براى تحريك فكر و انديشه، آنان را مخاطب ساخته مىگويد:
«آيا با اين همه باز متذكر و بيدار نمىشويد»؟ «أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ».