تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٤
در حقيقت، خلافكارىها و بتپرستىهاى آنها از يك نوع بتپرستى ديگر به نام تسليم بدون قيد و شرط در برابر آداب و رسوم خرافى نياكان سرچشمه مىگرفت، گويا آنها تنها عنوان «نياكان» و «پدران» را براى، صحت و درستى عقيده و عادات و رسوم خود كافى مىپنداشتند.
قرآن صريحاً در پاسخ آنها مىفرمايد: «كه مگر نه اين است كه پدران آنها دانشى نداشتند و هدايتنيافته بودند» «أَ وَ لَوْ كانَ آبائُهُمْ لايَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لايَهْتَدُونَ».
يعنى اگر نياكانى كه شما در عقيده و اعمالتان به آنها متّكى هستيد، دانشمندان و هدايتيافتگانى بودند، اقتباس و پيروى شما از آنان از قبيل تقليد «جاهل» از «عالم» بود.
اما با اين كه خودتان مىدانيد آنها چيزى بيشتر از شما نمىدانستند و شايد عقبتر هم بودند، با اين حال، كار شما مصداق روشن تقليد «جاهل» از «جاهل» است كه در ميزان عقل و خرد، بسيار ناپسند مىباشد؟
از اين كه در آيه قبل قرآن روى كلمه «أَكْثَر» تكيه كرده چنين بر مىآيد در آن محيط جهل و تاريكى نيز، اقليتى هر چند ضعيف، فهميده وجود داشتند كه به اين گونه اعمال به چشم حقارت و تنفر نگاه مىكردند.
***
نكتهها:
١- بتى به نام نياكان!
از موضوعاتى كه در زمان جاهليت به شدت رائج بود و به همين دليل در آيات مختلفى از قرآن منعكس است، مسأله افتخار به نياكان و احترام بىقيد و شرط و تا سر حدّ پرستش، در برابر آنان و افكار و عادات و رسوم آنها بود.