تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٠
و در پايان آيه براى اين كه هر گونه اميدى را از غير خدا قطع كند و ريشه هر گونه شرك و به طور كلّى تكيه به غير خدا را بسوزاند مىفرمايد: «حافظ و نگهبان و مدبّر همه چيز او است» «وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكيلٌ».
بنابراين، كليد حلّ مشكلات شما فقط در دست او است و هيچ كس غير از او توانائى بر اين كار را ندارد؛ زيرا غير او همه نيازمندند و چشم بر احسان او دوختهاند، با اين حال معنى ندارد كسى مشكلات خود را نزد ديگرى ببرد و حل آن را از او بخواهد.
قابل توجه اين كه: در اينجا گفته شده: «عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكيلٌ»، نه «لِكُلِّ شَيْءٍ وَكيلٌ»؛ چرا كه تفاوت ميان اين دو آشكار است، چون ذكر كلمه «عَلى» دليل بر تسلط و نفوذ امر او است، در حالى كه به كار بردن كلمه «لام» نشانه تبعيت مىباشد.
به عبارت ديگر، تعبير اول به معنى ولايت و حفظ است و تعبير دوم به معنى نمايندگى.
***
در آخرين آيه مورد بحث، براى اثبات حاكميت و نگاهبانى او نسبت به همه چيز و همچنين براى اثبات تفاوت او با همه موجودات مىفرمايد: «چشمها او را نمىبينند، اما او همه چشمها را ادراك مىكند، او بخشنده انواع نعمتها، با خبر از تمام ريزهكارىها و آگاه از همه چيز است» «لا تُدْرِكُهُ الأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ».
مصالح بندگان را مىداند، از نيازهاى آنها با خبر است و به مقتضاى لطفش با آنها رفتار مىكند.
در حقيقت كسى كه مىخواهد حافظ، مربّى و پناهگاه همه چيز باشد، بايد