تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٢
٦- مراد از «بازِغ»
«بازِغ» از ماده «بزغ» (بر وزن نذر) در اصل، به معنى شكافتن و جارى ساختن خون است و لذا به جراحى كردنِ «بيطار» (دامپزشك) «بزغ» گفته مىشود، اطلاق اين كلمه بر طلوع آفتاب يا ماه، در حقيقت، آميخته با يك نوع تشبيه زيبا است؛ زيرا آفتاب و ماه به هنگام طلوع خود، گويا پرده تاريكى را مىشكافند.
علاوه بر اين در كنار افق، سرخى كمرنگى كه بىشباهت به رنگ خون نيست در اطراف خود ايجاد مىكنند.
***
٧- مراد از «فطر»
«فطر» از ماده «فطور» به معنى شكافتن است، و همان طور كه ذيل آيه ١٤ همين سوره نوشتيم، اطلاق اين كلمه بر آفرينش آسمان و زمين، شايد به خاطر اين است كه طبق علم امروز، روز اول، جهان توده واحدى بوده و بعد از هم شكافته شده و كرات آسمانى يكى پس از ديگرى به وجود آمدهاند (براى توضيح بيشتر به تفسير آيه مزبور مراجعه فرمائيد).
***
٨- منظور از «حَنِيف»
«حنيف» به معنى خالص است چنان كه شرح آن در ذيل آيه ٦٧ سوره «آل عمران»، جلد دوم تفسير «نمونه» بيان گرديد.
***